السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

394

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

مىنشينيم [ 1 ] ) موسى ( ع ) خشمگين شد و عرضه داشت : ( پروردگارا من فقط صاحب اختيار خود و برادرم هستم ، خدايا ميان من و اين قوم ستمكار جدايى بيانداز [ 2 ] ) . و همين كه موسى اين مطلب را بيان كرد ابرى ظاهر شد كه حامل عذاب بود و خداوند به موسى وحى نمود : تا وقتى كه آيات الهى را تكذيب مىكنند همهء آنها را هلاك مىسازم و براى تو قومى قويتر و بيشتر از اينها قرار مىدهم ، امّا موسى عرضه داشت : معبودا اگر تو اين قوم را هلاك كنى ، مردمى كه ماجراى آنها را شنيده‌اند مىگويند ، معبود اين قوم چون نتوانست آنها را وارد سرزمين مقدّس كند آنها را در بيابان هلاك كرد ، در حالى كه صبر تو بسيار زياد است و گناهان را مىآمرزى ، پس از ايشان درگذر و آنها را عقوبت نكن ، پس خداى متعال فرمود : به خاطر اين حسن ظنّ و كلمات تو من از آنها گذشتم ، امّا بواسطهء اين نافرمانى كه كردند من تا چهل سال ورود به اين سرزمين مقدّس را بر آنها حرام مىكنم ، غير از دو بندهء من يوشع و كالب ، بقيه آنقدر در اين بيابان خواهند ماند تا به هلاكت برسند ، امّا ذرّيهء آنها كه در ستمكارى ايشان دخالتى نداشته‌اند ، در آينده مىتوانند وارد سرزمين مقدس شوند . موسى ( ع ) در آن زمان سپاهى داشت كه يك فرسخ در يك فرسخ را اشغال كرده بودند ، امّا عوج بن عناق با يك حركت كوهى را از جا كند و مىخواست آن را بر سر قوم موسى بكوبد ، در اين وقت خداوند هدهد را فرستاد و او به وسيله نوك خود صخره‌اى را كند و آن صخره بر سر عوج ساقط شد و او را به زمين انداخت ، آن وقت موسى نزديك شد و در حالى كه 10 ذراع قامت او بود 10 ذراع هم طول عصاى وى بود ، با عصاى خود به قوزك پاى عوج زد و او در اثر همان ضربه به قتل رسيد و ساير مردم نزديك شدند و با كمك چندين خنجر سر او را از بدن جدا كردند و او را در رود نيل انداختند و جنازهء او يك سال باعث شد كه آب در آنجا جمع شده و حركت نكند ، مىگويند او از فرزندان ام عناق دختر آدم بود . به هر حال در اثر نافرمانى بنى اسرائيل فاصلهء شش فرسخى آنها تا سرزمين مصر 40 سال به طول انجاميد و آنها صبح حركت مىكردند و شب به همان محل اوّل بازمىگشتند ، و در همان حال 10 نفر از نقباى بنى اسرائيل كه اسرار عمالقه را براى مردم

--> [ 1 ] سوره مائده ، آيه 24 . [ 2 ] سوره مائده ، آيه 25 .