السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
379
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
سگ بدنبال صاحب خود مىگردد و مردم هم به اين منظره نگاه مىكردند تا وقتى كه موسى وارد محدوده بنى اسرائيل شد و سر آن اژدها را بدست گرفت و ناگهان به صورت اولش در آمد ، لذا موسى به قوم خود ملحق شد و در پيرامون او بنى اسرائيل مجتمع شدند و لشكرى فراهم شد . ( ثعلبى ) مىگويد : فرعون كه از ايمان مردم به موسى بيمناك بود تصميم گرفت قصرى بسازد كه با آن بر شوكت و سطوت خود بيافزايد ، بنا بر اين به هامان دستور داد براى او قصرى بنا كند [ 1 ] ، هامان هم كارگران و بنّاها را جمع كرد و پنجاه هزار بنّا غير از كارگران ساده همگى مشغول ساخت قصر شدند ، عدّهاى آجر مىپختند ، عدّهاى گچ فراهم مىآوردند ، برخى چوب و سنگ مىآوردند و جمعى ميخها را آماده مىكردند و دائما مشغول به كار بودند ، هفت سال گذشت تا سرانجام قصر مرتفعى بنا شد كه از ابتداى خلقت آسمانها و زمين هيچ يك از بندگان خدا چنين ساختمان مرتفعى بنا نكرده بود ، خداوند هم جبرئيل ( ع ) را فرستاد و او با بال خود ضربهاى به آن قصر زد كه در اثر آن به سه قسمت جدا شد و قطعهاى از آن در دريا افتاد و قطعهء ديگر در هند افتاد و قطعهء ديگر در مغرب . و ( ضحّاك ) مىگويد : خداوند جبرئيل را در وقت مغرب فرستاد كه با لشكر فرعون مواجه شد و يك ميليون نفر از آنها را به قتل رسانيد و هيچ كس كه در ساخت آن تأثير داشت باقى نماند جز اينكه مرد يا آتش گرفت و هلاك شد ، سپس فرعون تصميم گرفت موسى را به قتل برساند و لذا خداوند به موسى وحى نمود : كه همه بنى اسرائيل را جمع كن هر چهل نفر در خانهاى اجتماع كنيد ، سپس برههاى بزهايتان را ذبح كرده و خون آن را به درب خانههايتان بماليد ، من مىخواهم بر دشمنان شما عذاب نازل كنم و به زودى فرمان مىدهم كه ملائكه وارد خانههايى كه در آنها خونيست نشوند و فقط آل فرعون و اولاد و اموال آنها را نابود كنند ، سپس شما نان فطيرى تهيه كنيد و نابودى آنها را جشن بگيريد ، تا سرانجام شما را نجات داده و آنان را در دريا غرق نمايم ، پس بنى اسرائيل به فرمان موسى خون بزغالهها را بر در خانههايشان ماليدند و وقتى قبطيان از آنها مىپرسيدند چرا چنين مىكنيد و
--> [ 1 ] سوره غافر ، آيه 36 .