السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

376

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

را شادمان مىكردند . ( ابن عباس ) مىگويد : فرعون وقتى تسلط و سلطهء الهى را در مورد معجزهء عصا و يد بيضاء مشاهده كرد با خود گفت : من نمىتوانم بر موسى غالب شوم ، جز اينكه افرادى مانند خود او را براى مقابله با او آماده كنم ، بنا بر اين پسر بچه‌هايى را از ميان بنى اسرائيل برگزيد و همانطور كه كودكان در مكتب درس مىآموزند براى آنها مدرسهء تعليم سحر ايجاد كرد و به آنها سحر و جادوگرى آموخته شد و سپس با موسى موعدى معيّن كرد و آن جادوگران را همراه معلّمشان فرا خواند و از معلم پرسيد : چه كردى ؟ او گفت : آنها را آنچنان پرورش داده‌ام كه هيچ يك از اهل زمين طاقت مقابله با آنها را ندارد ، مگر اينكه امرى آسمانى نازل شود كه در اين صورت آنها نمىتوانند با آن مقابله كنند ، سپس فرعون همه آنها را كه هفتاد و دو هزار نفر بودند جمع كرد . البته ( كعب ) تعداد آنها را دوازده هزار نفر دانسته و بعضى تعداد آنها را سى هزار و اندى گفته‌اند و ( عكرمه ) آنها را هفتاد هزار نفر دانسته است و بعضى هم تعداد آنها را هشتاد هزار گفته‌اند ، سپس فرعون از ميان ايشان هفتصد نفر را برگزيد و رئيس ساحران دو برابر بودند كه در دورترين شهرهاى مملكت فرعون بسر مىبردند ، وقتى فرستادهء فرعون به نزد آنها آمد ، آن دو به مادرشان گفتند : ما را به جانب قبر پدرمان راهنمايى كن ، سپس با آه و ناله و فرياد به جانب قبر پدر رفتند و او را به نامش صدا زدند ، او پاسخ آنها را داده گفتند : اى پدر ، پادشاه ما را فرا خوانده ، چون دو مرد به نزد او آمده‌اند كه نه نفراتى دارند و نه سلاحى ، امّا با هنر و سحر خود عرصه را بر پادشاه سخت نموده‌اند و آن دو نفر عصايى دارند كه وقتى آن را بياندازند هر چيزى اعم از سنگ و چوب و آهن و . . . را مىبلعد . پدرشان پاسخ داد : آن دو نفر را تحت نظر بگيريد ، اگر عصا فقط در وقتى كار مىكند كه آن دو بيدار هستند ، بدانيد كه آنها ساحرند ، امّا اگر وقتى آنها خوابيده‌اند هم عصا عمل مىكند ، بدانيد كه اين امر از جانب خداست ، چون سحر در هنگامى كه ساحر خوابيده باشد كاربردى ندارد ، و اگر آنها از جانب خدا باشند بدانيد كه نه شما و نه هيچ كدام از اهل زمين طاقت مقابله با آنها را نداريد . پس آن دو ساحر با ترس و لرز شبانه در وقتى كه موسى و هارون خفته بودند ،