السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

367

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

پس همه نعمات و امورى كه خداوند اجراى آن را به عهده فرعون قرار داده بود از باب امهال و استدراج بوده ، همچنان كه مثلا بعضى مخالفان امير المؤمنين ( ع ) در مجلس كوفه با نهايت گستاخى مىگويد : على چنان مىگويد ، ولى من به خلاف او چنين مىگويم ! در حالى كه هيچ شكى نيست كه قول على ( ع ) عين حكم خداست و هر حكمى كه مغاير آن باشد حكم شيطان است و اين فرد خود و فتواى خود را شريك خدا قرار داده ، ليكن با اين همه خداى سبحان به او مهلت داد و او را با نعمات دنيا و اعتبار ظاهرى در نزد پادشاهان و سلاطين و اعتماد بعضى مردم در زمان حيات وى و پس از او به اقوال و مذهب او ، وى را استدراج نمود تا در نهايت او را مجازات و محاسبه نمايد ، امّا مردم مىپنداشتند ، اينها از الطاف الهى نسبت به او بوده و حكايت شده او مدّت بيست سال از ابتداى شب تا آخر آن يا حد اقل از نيمه شب تا انتهاى آن را به عبادت مىايستاد و وضعيّت اصحاب او از فقهاى اربعه نيز چنين است . در اين باب وجوه ديگرى نيز وجود دارد كه ما كتاب را با ذكر آن طولانى نمىكنيم . ( علل الشرائع ) مىنويسد : مردى شامى از امير مؤمنان در بارهء روز چهارشنبه و نحوست آن سؤال كرد ، حضرت فرمود : آخرين چهارشنبه ماه كه روز محاق است روز شومى است كه خداوند فرعون را در آن روز غرق كرد و روز چهارشنبه بود كه فرعون قصد كشتن موسى را نمود و روز چهارشنبه بود كه فرعون دستور داد پسران بنى اسرائيل را بكشند و در روز چهارشنبه عذاب بر قوم فرعون نازل شد . از امام باقر ( ع ) نقل شده : وقتى كه موسى از كوه طور بسوى همسرش بازگشت ، او پرسيد : از كجا مىآيى ؟ موسى گفت : از جانب پروردگار آن آتش ، سپس روى به جانب فرعون نهاد و همه ديدند كه مردى بلند قد با موهايى بلند كه ردائى از پشم بر تن و نعلينى از پوست حمار بر پا و عصايى در دست دارد به قصر نزديك مىشود ، به فرعون گفتند : بر در قصر جوانيست كه مىپندارد پيامبر رب العالمين است ، فرعون به نگهبان شيرها گفت ، زنجير آنها را بگشايد و آن شيرها آنقدر وحشى بودند كه وقتى به كسى حمله مىكردند او را تكه تكه مىنمودند ، شيرها رها شدند و موسى باب اوّل

--> [ 2 ] سوره اعراف ، آيه 182 و سوره قلم ، آيه 44 .