السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

35

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

عليهم السلام بعيد نيست . اين بود اقوال در بارهء آيات شبهه انگيز در بارهء عصمت انبياء ، بدان كه اختلاف ميان علماء اسلام در بارهء عصمت انبياء عليهم السلام بر چهار قسم است ، آنچه به عقايد بر مىگردد ، و آنچه به تبليغ ناظر است و آنچه به احكام و فتاوى مربوط است و آنچه بر اعمال و سيرهء آنها باز مىگردد . - امّا اعتقادات : انبياء الهى منزّه از كفر و گمراهى هستند چه قبل از نبوّت و چه بعد از آن و اين مطلب را همه امّت اسلام به غير از ازارقه كه گروهى از خوارج هستند قبول دارند ، ولى ازارقه گناه را بر انبياء جايز مىشمارند و از آنجا كه نزد آنها هر گناهى كفر است بنا بر اين طبق آنچه از آنها نقل مىشود ايشان كفر را بر انبياء جايز مىشمارند ، بلكه آنها حتّى روا مىدانند كه خداوند پيامبرى را مبعوث كند با اينكه مىداند او بعد از نبوّتش كافر مىشود . - امّا نوع دوّم اختلاف در بارهء مسأله تبليغ است ، همانا همه امّت و صاحبان مذاهب و شرايع بر وجوب عصمت انبياء از دروغ و تحريف ، در آنچه به تبليغ بر مىگردد ، اتّفاق نظر دارند ، و چه عمدا و چه سهوا آن را جايز نمىشمارند ، مگر قاضى ابو بكر كه دروغ و تحريف در امر تبليغ را به طريق فراموشى يا اشتباهات لفظى و زبانى جايز مىشمارد . - امّا نوع سوّم اختلاف ، اختلافى است كه به احكام و فتاوى بر مىگردد كه همه اجماع دارند بر اينكه خطاى انبياء عمدا يا سهوا جايز نيست ، مگر عدّهء اندكى از اهل سنّت . - امّا نوع چهارم كه به اعمال و افعال انبياء مربوط است در بارهء آن پنج قول وجود دارد : ( اوّل ) گفتار اصحاب شيعهء اماميّه رضوان اللَّه عليهم كه عبارتست از نفى گناه از انبياء بطور مطلق ، چه گناه صغيره يا كبيره ، عمدى يا از روى فراموشى و سهو و خطاء و اين گفتار آنها در ميان ايشان هيچ مخالفى ندارد مگر شيخ صدوق و شيخ محمد بن حسن بن وليد كه اين دو به فراموشى افكندن از جانب خدا ( نه از جانب شيطان ) را در بارهء انبياء جايز مىشمارند و همين عقيده را در بارهء ائمه طاهرين عليهم السلام نيز دارند .