السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

344

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

از ملائكه آن كودكان را حفظ مىفرمود و از انگشت آنها شير بيرون مىتراويد و بزرگ مىشد و همين امر باعث حفظ نسل بنى اسرائيل شد و همواره شماره كسانى كه سالم مىماندند از شماره كشته‌شدگان بيشتر بود . از طرف ديگر زنان بنى اسرائيل را براى خدمتكارى به كنيزى مىگرفتند و بنى اسرائيل به موسى شكايت بردند كه بيم داريم آنها به دختران و خواهران ما تعدّى و تجاوز نمايند ، خداوند تعالى به موسى وحى نمود كه به زنان بنى اسرائيل تعليم دهد ، هر وقت چشمشان به مردان قبطى مىافتد بر محمّد ( ص ) و آل محمّد ( ص ) صلوات بفرستند و در اثر همين ذكر مردان قبطى بواسطه اشتغال يا مرض يا انگيزهء ديگر از الطاف الهى از آنها فاصله مىگرفتند و لذا هيچ يك از زنان بنى اسرائيل در نكاح و فراش قبطيان قرار نگرفت و بواسطه صلوات شرّ آن مردان از ايشان دفع مىشد ، پس وسيله نجات آنها صلوات بر محمّد ( ص ) و خاندان او بود و اين همان فضل و نعمتى است كه خداوند به آنها ارزانى داشت . ثعلبى در كتاب ( عرائس المجالس ) مىگويد : پس از فرعون اوّل مصر ريان بن وليد كه ملك يوسف ( ع ) بود و يوسف بر خزائن زمين او تسلّط داشت ، قابوس بن مصعب مالك مصر شد و يوسف او را به دين حقّ دعوت نمود ، امّا او فردى ستمگر بود و نپذيرفت و يوسف ( ع ) در زمان حكومت او وفات يافت ، امّا ملك او طولانى بود و سرانجام هلاك شد ، پس از او برادرش ابو العباس وليد بن مصعب بن الريان بن اراشه بن ثوران بن عمرو بن فاران بن عملاق بن لاوى بن سام بن نوح ( ع ) به حكومت رسيد كه او از برادرش هم ستمكارتر بود و بنى اسرائيل بعد از مرگ يوسف پراكنده شدند و اسير حكومت عمالقه گشتند ، ولى هنوز بر باقى ماندهء دين يوسف و يعقوب ( ع ) پايبند بودند تا اينكه حكومت به فرعون زمان موسى رسيد كه او ستمكارترين فراعنه بود كه بيشترين عصيان را نسبت به پروردگار نمود و عمرو سلطنت بسيار طولانى داشت و حاكم بر بنى اسرائيل بود و آنها را به بندگى گرفته و ايشان را عذاب و شكنجه مىنمود ، بعضى را به كار ساختن بنا گماشته و عدّه‌اى را به كشاورزى و جمعى ديگر را به اعمال كثيف و آلوده وادار مىكرد ، فرعون از بنى اسرائيل زنى گرفته بود كه نام او آسيه بنت مزاحم بود و زن بسيار پاك سرشتى بود و بدست موسى اسلام آورد در حالى كه از ميان همهء مردم مصر فقط سه نفر به او ايمان