السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
342
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
سپس گفت : سپاس خدايى را كه قبل از مردنم مرا به ديدار تو مشرّف نمود ، پيروان او وقتى چنين ديدند آنها نيز به تبعيّت از او سجدهء شكر به جا آورده و موسى به آنها گفت : از خدا مىخواهم كه در فرج شما تعجيل كند ، سپس از شهر خارج شد و نزد شعيب در مدين اقامت گزيد . امّا غيبت دوّم موسى از غيبت اوّل شديدتر بود و مدّت پنجاه سال به طول انجاميد و مردم در رنج و گرفتارى بسر مىبردند و آن دانشمند نيز در خفا زندگى مىكرد ، مردم بسوى او رفتند و گفتند : ما ديگر طاقت فراق نداريم ، پس همه با هم به جانب صحرا رفتند و او به آنها اطمينان خاطر داد كه خداى تعالى او را آگاه نموده ، فرج آنها بعد از چهل سال خواهد بود ، پس همگى خدا را شكر نمودند و خداوند به آن دانشمند الهام كرد كه به جهت اين حمد و شكرى كه به جا آوردند اين مدّت به سى سال تقليل يافت ، آنها همگى گفتند : همهء نعمتها از جانب خداست ، خداوند وحى نمود ، اين مدّت را به بيست سال كاهش دادم ، همگى گفتند : هيچ خيرى نمىرسد ، مگر از جانب خدا ، اين بار خداوند وحى نمود كه فرج شما ده سال ديگر خواهد بود ، همگى گفتند : فقط خداست كه قادر بر دفع شرّ است ، اين بار وحى رسيد ، هر آينه اذن فرج شما را صادر نمودم . در همان ساعت موسى ( ع ) در حالى كه سوار بر چهارپايى بود بر آنها وارد شد ، دانشمند كه او را شناخته بود مىخواست او را به مردم هم معرفى كند ، لذا به موسى گفت : نام تو چيست ؟ او گفت : موسى پسر عمران ، پسر وهيب ، پسر لاوى ، پسر يعقوب ، دانشمند گفت : به چه جهت به اينجا آمدهاى ؟ موسى گفت : با فرمان رسالت از ناحيه خداوند عزّ و جلّ ، پس دانشمند برخاست و دست او را بوسيد ، سپس موسى در ميان آنها نشست و به آنها اطمينان خاطر داد و از آن زمان تا غرق فرعون و نجات بنى اسرائيل چهل سال فاصله بود . از امام رضا ( ع ) نقل شده : شعيب هر سال به زيارت موسى مىآمد و موسى هنگام پذيرايى از او به احترام او قيام مىكرد و براى او نان و غذا تدارك مىنمود . در اينجا بايد گفت : از اين حديث استحباب اكرام مهمان و خدمتگزارى او از جانب صاحب خانه استفاده مىشود . ( كافى ) از امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : عصاى موسى از آن آدم بود ، كه به