السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
327
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
ما تو و پيروانت را از سرزمين خود بيرون مىكنيم ، اى شعيب ، آيا نمازت به تو امر كرده كه ما را از عبادت آنچه پدرانمان مىپرستيدهاند باز دارى و بگويى ما در اموال خود اختيار نداريم كه هر چه بخواهيم بكنيم ؟ [ 1 ] ) . پس به وسيلهء تبعيد و نفى بلد شعيب را آزار نمودند و در نتيجه خداوند بر ايشان حرارت و ابرى را مسلّط كرد و نه روز گرفتار آن حرارت بودند و آب آشاميدنى آنها داغ شد ، بطورى كه نمىتوانستند آن را بخورند و آب به زمين فرو رفت و آن وقت خداوند ابر سياهى را بسوى آنها فرستاد ، پنداشتند حامل باران است و همگى در زير سايهء آن اجتماع كردند ، ناگهان خداوند آتشى از آن ابر بسوى آنها گسيل داشت و همگى آتش گرفتند و حتّى يكى از آنها هم نجات نيافت ، اين همان عذابيست كه مىفرمايد : فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ [ 2 ] وقتى اين عذاب به قوم شعيب رسيد ، شعيب و پيروان همراهش به مكّه رسيده بودند و تا آخر عمر در آنجا بسر بردند . ولى در روايت صحيحى نقل شده : شعيب ( ع ) دوباره به مدين بازگشت و در آنجا ماندگار شد و موسى بن عمران ( ع ) نيز در همان جا با او ملاقات كرد و از على ( ع ) نقل شده كه فرمود : شعيب نبى ( ع ) آنقدر قومش را به سوى خدا دعوت كرد تا كهنسال شد و استخوانهايش تكيده گشت ، سپس مدّتى از ميان آنها غايب شد و مجددا به صورت جوان بسوى آنها بازگشت و آنها را بسوى خداوند عزّ و جلّ دعوت كرد ، آنها گفتند : وقتى تو پير بودى ما دعوتت را اجابت نكرديم ، چگونه انتظار دارى كه حرفهاى يك جوان را تصديق كنيم ؟ ! از امام صادق ( ع ) نقل شده كه فرمود : خداوند فقط پنج نفر از انبياء را از ميان عرب برگزيد : هود ، صالح ، اسماعيل ، شعيب و محمّد ( ص ) و شعيب از بكّايين تاريخ است . ( الكافى ) از امام باقر ( ع ) نقل مىكند : خداى متعال به شعيب وحى كرد : من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب مىكنم ، چهل هزار نفر از افراد شرور قوم و شصت هزار از افراد خوب آنها ، شعيب گفت : خدايا خوبان را چرا عذاب مىكنى ؟ خداوند فرمود : چون آنها با گنهكاران با ملايمت و نرمش رفتار كردند و از خشم و غضب من دچار
--> [ 1 ] سوره اعراف ، آيه 88 . [ 2 ] سوره شعراء ، آيه 189 .