السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

321

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

( وهب ) نيز مىگويد : ابليس به ( رحمت ) گفت : اگر ايّوب غذايش را به جاى اينكه با نام خدا شروع كند به نام من آغاز كند من او را از بلا نجات مىدهم . در بعضى كتب آمده است كه ابليس لعنت اللَّه عليه به ( رحمت ) گفت : اگر يك بار براى من سجده كنى من مال و اولادت را باز مىگردانم و همسرت را عافيت مىبخشم ، او به نزد ايّوب برگشت و او را با خبر ساخت و ايّوب به او گفت : همانا ابليس دشمن خدا به نزد تو آمد تا تو را از دينت منحرف كند ، سپس سوگند خورد كه اگر شفا يافت همسرش را صد تازيانه بزند و همانوقت بود كه به درگاه الهى دعا نمود . بعضى گفته‌اند : او وقتى مشاهده كرد كرمها نزديك زبان و قلبش رسيده‌اند از بيم آنكه نتواند در فكر و ذكر خود خدا را ياد كند ، دست به دعا برداشت و نيز گفته شده : كرمها از روى رانش به زمين مىافتادند و او آنها را بلند مىكرد و دوباره در جايشان قرار مىداد و مىگفت : بخور كه خدا مرا طعام تو قرار داده است ، و آنها بدن او را مىگزيدند و مىخوردند ، بطورى كه درد آن بسيار شديد بود و در آن وقت دست به دعا برداشت . بعضى ديگر گفته‌اند او در هنگام ملامت و شماتت دشمنانش دست به دعا برداشت و دليل آنها روايتى است كه از عوفى نقل شده كه از ايوب سؤال شد ، شديدترين بلايى كه به تو رسيد چه بود ، او گفت : شماتت دشمنان . در اين خصوص مىگوئيم ، ملامت دشمن از بزرگترين مصائب و اندوههاست ، چون مصائب ديگر مصيبت جسمى است ، امّا اين امر عذابى روحانى است و روح لطيفترين اعضا و رقيقترين آنهاست و لذا بيشتر آزرده مىشود . در حديث وارد شده : اهل جهنم عذاب خود را از بيم شماتت اهل بهشت از آنها كتمان مىكنند .