السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

245

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

5 ) تاج او داراى دو شاخ بوده . 6 ) از پيامبر ( ص ) نقل شده كه او ذو القرنين ناميده شد ، چون دو شاخ دنيا يعنى شرق و غرب آن را دور زد . 7 ) او داراى دو شاخ بوده است . 8 ) خداى متعال نور و ظلمت را مسخّر او كرده بود و لذا وقتى سير مىكرد نور او را از روبرو هدايت مىكند و ظلمت در پشت سر او امتداد مىيافت . 9 ) ممكن است اين لقب به جهت شجاعتش به او اطلاق شده باشد ، همانطور كه فرد شجاع را ( قرن ) مىنامند ، چون اقران و حريفان خود را منكوب مىكند . 10 ) اينكه او در خواب مشاهده كرد كه در آسمان بالا رفت و به دو قرن خورشيد يعنى دو جانب آن دست يافت و به اين سبب ذو القرنين ناميده شد . 11 ) علّت نامگذارى او اين است كه او وارد در نور و ظلمت شد . قول چهارم ) : اينكه ذو القرنين ملكى از ملائكه الهى بوده است . امّا قول اوّل ظاهرتر است ، به همان دليلى كه ذكر كرديم ، چون چنين پادشاه عظيمى كه شرق و غرب عالم را مسخّر كرده واجب است كه نامش در تاريخ ذكر شده باشد و چنين پادشاهى همان اسكندر است ، ولى يك اشكال مهمّ بر اين قول وارد است و آن اينكه اسكندر شاگرد ارسطوى حكيم بوده و قاعدتا بايد بر مذهب او باشد ، در حالى كه ما مىدانيم ذو القرنين خدا پرست بوده و مذهب حقّى داشته است و اين موجب مىشود كه مذهب ارسطو را نيز حقّ بدانيم و اين امريست كه هيچ راهى بر آن نيست [ 1 ] پس از شخصيّت اسكندر و علّت تسميه او در بارهء اين اختلاف كرده‌اند كه آيا او پيامبر بوده يا خير ؟ كسانى كه قائل به پيامبر بودن او هستند براى گفتهء خود دلايلى آورده‌اند : 1 - قول خداى تعالى كه فرمود : إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ شايسته است تمكين را به معناى مكنت در دين بدانيم و تمكين كامل در دين همان مقام نبوّت است . 2 - قول خداى متعال كه فرمود : وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً و اين گفتار دلالت

--> [ 1 ] البته اين عقيدهء شخصى وى است و بسيارى از علماء ارسطو را صاحب مذهب حقّه و خدا پرست مىدانند و حتّى در بارهء او احتمال نبوّت داده‌اند ( مترجم ) .