السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
24
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
فرمود : هذا رَبِّي * [ 1 ] پرسش شد كه آيا ابراهيم با پرستش ماه و خورشيد به خدا شرك ورزيده ، يا در گفتار خود كاذب بوده ؟ و در جواب فرمود : هر كس چنين بگويد شرك ورزيده ، بلكه او در طلب و جستجوى پروردگار خود بود و اينكه خداى متعال فرمود ( استغفار ابراهيم براى پدرش نبود ، مگر از روى وعدهاى كه آن را به او داده بود [ 2 ] ) به معناى آنست كه ابراهيم به پدرش گفت : اگر تو بتها را نپرستى ، من براى تو استغفار مىكنم ، امّا وقتى كه او عبادت بتها را ترك نكرد ، ابراهيم از او بيزارى جست . در كتاب ( عيون الاخبار ) به سند على بن الجهم نقل شده كه گفت : من در مجلس مأمون حاضر بودم و حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) حضور داشت ، آنگاه مأمون به ايشان گفت : يا ابن رسول اللَّه آيا شما اعتقاد داريد كه انبياء معصوم هستند ؟ فرمود : بله ، گفت : پس معناى اين قول خداى متعال چيست كه فرمود : ( آدم پروردگارش را نافرمانى كرد و گمراه شد [ 3 ] ) فرمود : خداوند تبارك و تعالى به آدم فرمود : ( تو و همسرت در بهشت ساكن شويد و از آن هر چه مىخواهيد بخوريد ولى به اين درخت نزديك نشويد [ 4 ] ) و منظور درخت گندم بود و فرمود : اگر به اين درخت نزديك شويد از ستمكاران خواهيد بود ولى به ايشان نفرمود نه از اين درخت و نه از جنس اين درخت نخوريد و آن دو به وسوسهء شيطان از درخت ديگرى از همين نوع خوردند ، چون شيطان بر ايشان سوگند خورد كه من خير خواه شما هستم و آدم و حوا قبل از آن نديده بودند كه كسى به خدا سوگند دروغ بخورد ، پس او آنها را فريب داد و آنها در حالى كه به سوگند دروغين او اعتماد كرده بودند از آن درخت خوردند و اين امر از آدم قبل از نبوّت صادر شد و اين گناه كبيرهاى كه مستحقّ آتش باشد نبود ، بلكه از گناهان صغيرهاى بود كه قبل از نزول وحى بر انبياء جايز است امّا وقتى خداى عزّ و جل او را برگزيد و نبى قرار داد ، به عصمت الهى مرتكب هيچ گناه صغيره يا كبيرهاى نگشت ، همچنان كه خداوند فرمود ( آدم پروردگارش را نافرمانى كرد و گمراه شد ، آنگاه او را برگزيديم ، پس بسوى خدا توبه كرد و هدايت شد [ 5 ] ) .
--> [ 1 ] سوره انعام ، آيه 76 . [ 2 ] سوره توبه ، آيه 114 . [ 3 ] سوره طه ، آيه 121 . [ 4 ] سوره بقره ، آيه 35 . [ 5 ] سوره طه ، آيه 122 .