السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
217
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
هستند كه خدا آنها را لعنت كرده و هلاك كند ، آنها با مردان لواط كرده و اموالشان را مىستانند ، گفتند : ما خستهشدهايم ، فقط امشب ما را مهمان خود كن ، پس لوط به نزد همسرش آمد ( كه هم مرام قوم او بود ) و به او گفت : همانا در اين شب مهمانانى به نزد ما مىآيند ، امر آنها را از اين قوم پنهان كن تا از همهء اعمال زشتى كه تا به حال انجام دادهاى درگذرم و تو را عفو كنم ، او گفت : چنين مىكنم ، امّا علامت بين او و قومش اين بود كه هر وقت لوط مهمان داشت ، روى پشت بام هيزم بر مىافروخت و با دود به آنها علامت مىداد ، در آن روز نيز وقتى كه جبرئيل و ملائكهء همراهش وارد خانهء لوط شدند ، همسر لوط به آنها با دود علامت داد و اهل قريه دانستند كه لوط مهمان دارد و از هر طرف با حرص و شتاب به جانب خانهء او هجوم آوردند و خطاب به لوط گفتند : آيا ما تو را از پذيرفتن مهمان نهى نكرديم و نگفتيم اگر مهمان بياورى تو را در نزد آنها مفتضح و رسوا مىكنيم ؟ لوط كه از نبودن عشيره و تنهايى بيمناك بود ، گفت : اينها دختران من هستند كه ازدواج با آنها براى شما پاكيزهتر است ، يعنى لوط كه پيامبر و پدر امّتش بود آنها را از امر حرام بازداشته و به امر حلال دعوت نمود ، امّا آنها در پاسخ گفتند : تو مىدانى كه ما كارى به زنان نداريم ، و مىدانى كه به چه مقصودى به اينجا آمدهايم ، وقتى كه لوط از هدايت آنها مأيوس شد با ناراحتى گفت : اى كاش من در برابر شما قدرتى داشتم يا به يك تكيهگاهى محكم پناه مىبردم ، و خداوند بعد از لوط هيچ پيامبرى را برنيانگيخت جز اينكه او در ميان قومش عزّتمند بود . در روايت آمده است كه منظور لوط از ( قوّت ) و قدرت حضرت قائم ( عج ) و مراد او از ( ركن شديد ) سيصد و سيزده نفر اصحاب حضرت قائم بودند كه همراه او خروج خواهند كرد . ( على بن ابراهيم ) در ادامه نقل مىكند ، در اين موقع جبرئيل گفت : بدان كه تو داراى قوّت و قدرتى ، لوط گفت : شما كه هستيد ؟ جبرئيل گفت : من جبرئيل هستم و مأموريتم هلاكت اين قوم است ، لوط گفت : همين الان عذاب خواهند شد ؟ جبرئيل گفت : خير ( موعد آنها صبح است ، آيا صبح نزديك نيست ؟ [ 1 ] ) .
--> [ 1 ] سوره هود ، آيه 81 .