السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
206
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
اسحاق را عبادت مىكنيم [ 1 ] ) و اسماعيل عموى يعقوب بود ، نه پدر او . و نيز گفتار ديگرى از پيامبر ( ص ) وجود دارد كه مىفرمايد : ( العمّ والد ) يعنى عمو پدر است ، پس بنا بر اين اصل كه ذبيح اسحاق باشد ، قول پيامبر در مورد فرزند دو ذبيح بودن ، قولى است كه در مورد يكى از دو مورد اطلاق حقيقى و در مورد ديگرى اطلاق مجازى خواهد بود ، چون عبد اللَّه بن عبد المطلب حقيقتا قربانى واقع شد ، ليكن اسحاق به مجاز و بر اساس آرزو و تمنّى ثواب ذبيح بودن را داشته است . ابن عبدوس از ابن قتيبه از فضل روايت كرده كه گفت : از امام رضا ( ع ) شنيدم كه فرمود : وقتى كه خداى متعال ابراهيم را مأمور كرد كه به جاى پسرش اسماعيل ، قوچى را قربانى كند ، ابراهيم آرزو كرد كه كاش به جاى اين قوچ پسرش اسماعيل را قربانى مىكرد تا حقيقتا به درجهء پدرى كه فرزند عزيزش را قربانى مىكند ، نائل شود و به اين واسطه به بالاترين درجات اهل ثواب در برابر مصائب دست يابد ، لذا خداى متعال به او وحى كرد : اى ابراهيم كداميك از مخلوقات من نزد تو محبوبتر است ؟ گفت : پروردگارا من هيچ يك از مخلوقات تو را به اندازه حبيبت محمد ( ص ) دوست نمىدارم ، پس خداى تعالى به او وحى كرد : او را بيشتر دوست دارى يا خودت را ؟ ابراهيم گفت : پروردگارا او را بيش از خودم دوست مىدارم ، وحى شد : پس پسر او را از پسر خودت بيشتر دوست مىدارى ؟ عرض كرد : بلى چنين است ، خداوند فرمود : پس بدان كه فرزند او از روى ظلم و ستم بدست دشمنان او قربانى و ذبح خواهد شد ، آيا درد و وجع قلبت در اين حالت بيشتر است يا اينكه فرزند خودت را بدست خود در راه طاعت من ذبح كنى ؟ عرض نمود : پروردگارا ذبح فرزند او بدست دشمنانش براى قلب من دردناكتر است . وحى شد : اى ابراهيم طائفهاى كه مىپندارند شيعه و پيرو محمّد ( ص ) هستند به زودى حسين فرزند او را از روى ظلم و دشمنى به قتل مىرسانند ، همانطور كه تو اين قوچ را ذبح كردى و به اين سبب مستوجب سخط و غضب من خواهند شد ، ابراهيم ( ع ) از شنيدن اين مطلب دچار جزع و زارى شد و قلبش به درد آمد و گريست . آنگاه خداى تعالى به او وحى كرد : به پاس درد و اندوه و گريهات بر حسين ( ع )
--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 133 .