السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
186
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
اين تفسير ظاهر كلام اوست ، امّا تفسير باطن اين است كه ابراهيم چهار نفر از افراد پذيرا و شنواى توحيد را از علم الهى خود بهرهمند نموده و آنها را در چهار گوشهء زمين مأمور كرد تا حجّت او بر مردم باشند و هر زمان كه اراده مىكرد آنها را با اسم اعظم الهى در نزد خود فرا مىخواند و صدوق مىگويد : از نظر من ابراهيم ( ع ) مأمور به انجام هر دو امر فوق بوده است . در روايت ديگر آمده است كه پرندگان مزبور : طاوس ، كركس ، خروس و مرغابى بودهاند ، مىگوئيم : شايد تغاير پرندگان دلالت بر تعدد دفعات در وقوع اين امر داشته باشد . ( عيون اخبار الرضا ) از على بن جهم نقل مىكند : مأمون از امام رضا ( ع ) در باره اين قول حضرت ابراهيم ( ع ) سؤال كرد ، امام رضا ( ع ) فرمود : خداوند تبارك و تعالى به ابراهيم وحى كرد كه : من از ميان بندگانم خليلى برگزيدهام كه اگر از من درخواست احياء اموات را بنمايد ، او را اجابت مىكنم ، پس در نفس ابراهيم اين مطلب جاى گرفت كه شايد من آن خليل باشم ، لذا عرضه داشت : پروردگارا به من بنما كه چگونه مردگان را زنده مىسازى ، خطاب رسيد : آيا ايمان ندارى ؟ عرض كرد : آرى ، ليكن مىخواهم قلبم نسبت به مسأله خليل بودن اطمينان حاصل كند . در توضيح اين موارد مىگوئيم : مفسّران در تأويل اين آيه وجوه متفاوتى آوردهاند . وجه اوّل ) : همان مطلبى است كه حديث فوق به آن اشاره دارد . وجه دوّم ) : اين است كه ابراهيم ( ع ) در عين اينكه نسبت به مسأله احياء اموات علم و ايمان داشت ، ليكن مىخواست آن را به چشم خود مشاهده كند تا به اين وسيله و با برهانى قاطع همه خواطر و وسوسهها را از خود دور كند و در روايتى تأييد اين معنا وجود دارد . وجه سوّم ) : اينكه سبب سؤال ابراهيم منازعهء نمرود با او در بارهء احياء و اماته است كه قبلا آن را توضيح داديم كه نمرود با آزاد كردن يك زندانى محكوم به مرگ و با كشتن يك فرد ادّعا نمود كه او هم مىتواند زنده كرده يا بميراند ، امّا ابراهيم ( ع ) فرمود : اين امر احياء نيست و براى آنكه نمرود متوجّه شود درخواست كرد تا احياء اموات را به چشم ببيند ، چون نمرود به او گفته بود اگر خداوند براى او مردهاى را زنده نكند ، وى را خواهد كشت ، به همين دليل گفت : خودم يقين دارم امّا