السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

177

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

مطّهره و مؤمنه منتقل شده‌ام ) . و نيز خداى متعال مىفرمايد : إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ [ 1 ] يعنى مشركان نجس هستند و اجداد پيامبر هرگز مشرك و نجس نبوده‌اند . تمام علماى شيعه رضوان اللَّه عليهم به اسلام پدر ابراهيم ( ع ) اعتقاد دارند و تمام اخبارى كه دلالت بر مشرك بودن پدر او دارند حمل بر تقيّه مىشود . امر دوّم ) : در بارهء قول ابراهيم كه به مشركان فرمود : إِنِّي سَقِيمٌ [ 2 ] در معناى آن اختلاف شده است : 1 ) قول اوّل اينكه ابراهيم دچار بيمارى و تب خاصّى بوده كه در ساعتى مشخص عود مىكرده و با علم به آن ساعت از وقوع بيمارى خود در آن ساعت آتى خبر داده است . 2 ) بعضى گفته‌اند ابراهيم ( ع ) به ستارگان نظر كرد و همانطور كه آنها به تأثير ستارگان و علم نجوم در بيماريها عقيده داشتند بر سبيل مماشات با آنان اظهار داشت ، من بيمارم تا بتواند در شهر بماند و همراه آنها نرود . 3 ) قول ديگر اينكه خداوند بوسيلهء وحى او را آگاه نمود كه به زودى بيمار مىشود و براى آن علامت و نشانه‌اى قرار داد ، مثلا طلوع ستاره‌اى به وجه مخصوص يا اتصال ستاره‌اى به ستارهء ديگر به طريقى خاص ، كه ابراهيم با مشاهدهء آن علامت در تصديق وحى الهى ، مىفرمايد : من بيمار هستم . 4 ) معناى قول ابراهيم اين است كه من قلبم بيمار است ، و اندوهگين هستم ، يعنى از مشاهدهء بت‌پرستى و جهل قوم خود محزون بوده است كه در اين صورت نظر كردن او به ستارگان به جهت تفكّر در آفرينش آنها بوده است كه آنها را حادث و مخلوق مىديده و از پرستش آنها توسّط مردم تعجّب مىكرد ، امّا آنچه در اخبار آمده است وجه دوّم را تأييد مىكند ولى بعضى ديگر قول او را حمل بر كذب يا توريه [ 3 ] و يا تقيّه نموده‌اند . و در حديث صحيح نقل شده كه مراد از قول ابراهيم ( ع ) خبر دادن از وقوع حادثه‌اى

--> [ 1 ] سوره توبه ، آيه 28 . [ 2 ] سوره صافات ، آيه 89 . [ 3 ] سخن دو پهلو كه يك وجه آن صادق و وجه ديگرش كاذب است . ( مترجم )