السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

147

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

بحث ما بيرون است . امّا توضيح آيات شريفه : ( سهل ) به معناى دشت و معناى مخالف كوه است و قوم ثمود در دشتها به ساختن بناها و قصور مىپرداختند و تابستان را در دشتها مىگذراندند و زمستانها را در كوهها سر مىكردند و به همين دليل در دل كوهها براى خود خانه‌هايى تراشيده بودند و محل زندگى قوم ثمود در وادى القرى ميان مدينه و شام بود و عمر آنها از سيصد تا هزار سال بود ، ليكن قوم عاد در يمن ساكن بودند . و امّا صالح ( ع ) پسر ثمود ، پسر عاثر ، پسر ارم ، پسر سام ، پسر نوح ( ع ) بود . ( عياشى ) از پدرش از ابو حمزهء ثمالى از امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : رسول خدا ( ص ) از جبرئيل ( ع ) سؤال كرد : قوم صالح چگونه به هلاكت رسيدند ؟ جبرئيل گفت : اى محمد ( ص ) صالح در وقتى كه شانزده سال داشت بر قومش مبعوث شد و تا سنّ صد و بيست سالگى به دعوت آنان اشتغال داشت ، ولى قومش او را در جهت خير اجابت نمىكردند و داراى هفتاد بت بودند كه آنها را به جاى خداى واحد عبادت مىكردند ، وقتى كه صالح اين رفتار را از آنها مشاهده كرد به آنها گفت : اى قوم من در سنّ شانزده سالگى بسوى شما مبعوث شدم و اكنون به صد و بيست سالگى رسيده‌ام ، اكنون من دو امر را بر شما عرضه مىكنم و شما مختاريد كه هر يك از آن را انتخاب كنيد ، چنانچه مىخواهيد از من درخواست كنيد تا من از پروردگارم بخواهم تا شما را در هر خواسته‌اى كه داريد اجابت كند و يا من از معبودهاى شما چيزى درخواست كنم و اگر آنها درخواست مرا اجابت كردند من از ميان شما بيرون مىروم ، در حالى كه شما از من برائت جسته و من نيز از شما برائت مىجويم ، قومش گفتند : اى صالح حقّ انصاف را بجا آوردى ، پس روز موعود فرا رسيد ، قوم صالح با بتهايشان از شهر بيرون آمدند و به شادى و خورد و خوراك مشغول شدند و وقتى كه از خوردن و آشاميدن فارغ شدند ، گفتند : اى صالح هر چه مىخواهى از بتهاى ما درخواست كن ، در اين موقع صالح بزرگترين بت آنها را مخاطب قرار داد و از آنان اسم آن بت را پرسيد و سپس آن بت را به نام صدا زد ، ليكن صدايى از بت برنخاست ، قوم گفتند : بتهاى ديگر را صدا بزن ، آن وقت صالح همه آنها را يك به يك به نام مخاطب ساخت ، امّا هيچ يك از آنها جوابى ندادند ، صالح فرمود : اى قوم ديديد كه هيچ يك از اين بتهايتان جواب مرا ندادند ، حال شما