السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
135
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
( باب چهارم ( قصّهء هود نبى ( ع ) و قوم عاد ) ) خداوند متعال مىفرمايد : ( و به سوى عاد برادرشان هود را فرستاديم كه به ايشان گفت : اى قوم من ، خدا را عبادت كنيد كه معبود ديگرى برايتان نيست ، چرا تقوا نمىورزيد ؟ [ 1 ] ) . قرآن كريم داستان هود را در سورههاى فراوانى ذكر نموده است و ( عاد ) جدّ قوم هود عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح است كه نسب قوم هود به او مىرسد و هود از نظر نسبى برادر ايشان است ، چون هود پسر شالخ پسر ارفخشد پسر نوح است ، و مطابق قولى هود ، پسر عبد اللَّه ، پسر رياح ، پسر حلوت ، پسر عاد ، پسر عوص ، پسر آدم ، پسر سام ، پسر نوح است ، و در كتاب ( نبوّت ) بحار الانوار آمده است كه خداوند بعد از قوم نوح ، قوم هود را ساكنين زمين قرار داده بود و ايشان را از نظر خلقت وسعت و گشايش فراوان داده بود ، بطورى كه بلندترين فرد ايشان قامتش 100 ذراع و كوتاهترين 70 ذراع بود . امام باقر ( ع ) مىفرمايند : قوم عاد مانند نخلهاى بلندى بودند ، بطورى كه مردى از ايشان مىتوانست با يك ضربت دست قطعهاى از كوه را جدا كند و آنها بتهايى را مىپرستيدند كه آنها را ( آلهه ) مىناميدند و به همين جهت هود ( ع ) به آنها مىفرمود : ( آيا با من در بارهء اسمائى كه خود نامگذارى كردهايد مجادله مىكنيد ؟ [ 2 ] ) و گفته شده مراد از نامگذارى اسماء اين است كه آنها معتقد به آلهه باران بودند كه مثلا اعتقاد داشتند آن آلهه آب باران را بر ايشان مىفرستد و به همين گونه آلهه زمين را مسئول شفاى امراض و الهه ديگر الهه سفر مىدانستند و اين قوم همان افرادى هستند كه خداوند آنان را بوسيله تند بادى هلاك نمود . آنها به هود نسبت سبك مغزى و كم خردى مىدادند و مىگفتند : همين كه تو آلهه ما را نسبت سوء مىدهى نشانهء اين است كه آلهه ما اراده كردهاند كه آسيبى به مغز تو برسد ! و آنها خانههايشان را در مكانهاى بلند مىساختند تا بر افرادى كه پياده از كنار شده مىگذرند تفاخر نموده و آنها را مسخره كنند و گفته شده قول خداى متعال كه
--> [ 1 ] سوره اعراف ، آيه 65 . [ 2 ] سوره اعراف ، آيه 71 .