السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
124
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
در زمان غرق شدن مردم و فراگيرى آب با قدرت و حيلهاى كه خداوند به او اعطا كرده بود ميان آسمان و زمين در جوّ معلّق بود و لشكريان او در روى آب شناور بودند و همهء جنّيان به صورت ارواحى در روى آب شناور گشتند و مثل باد در روى آب قرار گرفتند و طوفان را نيز به اين علّت طوفان گفتهاند كه در آن آب روى همه چيز را فرا مىگيرد ، و وقتى كه نوح ( ع ) از كشتى فرود آمد از جانب خداوند عزّ و جلّ به او وحى رسيد كه اى نوح من خلق خود را به منظور عبادت خلق نمودم و آنها را مأمور به اطاعت خود كردم ، امّا آنها مرا عصيان ورزيده و غير مرا عبادت كردند و به همين جهت مستوجب غضب من گشتند و من آنان را غرق نمودم و بدرستى كه من رنگين كمان را موجب امان بندگان خود و سرزمينهاى خود و وثيقهاى ميان خود و خلقم قرار دادهام كه بواسطهء آن تا روز قيامت از غرق ايمن هستند و چه كسى نسبت به عهد خود وفادارتر از من است ؟ پس نوح ( ع ) بسيار خوشحال شد و در آن زمان همراه رنگين كمان چله و تيرى نيز وجود داشت ، امّا خداى سبحان آن دو را از آن قوس جدا كرد و آن قوس را وسيلهء امنيّت بندگان خود از غرق شدن قرار داد . در اين خصوص مىگوئيم در حديث از امام صادق ( ع ) آمده است كه اين قوس بعد از غرق شدن مردم براى امان دادن به ايشان از عذاب غرق ، ظاهر شد و نيز فرمودند : هرگز به رنگين كمان قوس قزح نگوييد ، چون ( قزح ) نام شيطان است ، بلكه به آن ( قوس اللَّه ) بگوييد و همانا اين صورت فلكى كه در آسمان به نام قوچ معروف است موضع گشايش آسمان براى نزولات آسمانى بود باران از آن موضع يك باره بر زمين باريدن گرفت و وقتى كه آسمان آرام گرفت اثر آن بارش مانند اثر زخم و دمل چركينى كه در بدن باقى مىماند در آسمان باقى ماند . ( عيون اخبار الرضا ) از قول الوشا نقل مىكند كه : امام رضا ( ع ) از من پرسيد شما اين آيه را چگونه تلاوت مىكنيد ، ( اى نوح او از اهل تو نيست ، او عملى غير شايسته است [ 1 ] ) گفتم : بعضى از مردم مىگويند اين آيه آن پسر را از نوح نفى كرده است ، آن حضرت فرمود : خير هر آينه آن پسر فرزند حقيقى او بود ، امّا وقتى كه خداى عزّ و جلّ را عصيان كرد ، خداوند او را از پدرش نفى فرمود .
--> [ 1 ] سوره هود ، آيه 46 .