السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

121

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

كشتى نوح در ميان امواج خروشان مىچرخيد و با ضربه امواج متلاطم راه مىپيمود تا وقتى كه به مكه رسيد و پيرامون كعبه به طواف پرداخت ، در اين هنگام تمام عالم زير آب رفته بود ، مگر خانهء كعبه و علّت نامگذارى كعبه به ( بيت العتيق ) اين است كه از غرق شدن در امان بوده و عتق يعنى نگه داشته شده . و آب تا چهل روز از آسمان مىباريد و چشمه‌ها از زمين مىجوشيد و آب آنقدر بالا آمده بود كه دكلهاى كشتى به آسمان مىرسيد ، آن وقت نوح دستش را بسوى آسمان بلند كرد و به زبان سريانى گفت : ( يا رحمان انفر ) يعنى ( پروردگارا احسان نما ) آنگاه خداوند به زمين امر كرد كه آب خود را فرو ببرد و آب باران نيز مىخواست وارد زمين شود ، امّا زمين از قبول آن امتناع كرد و گفت : من مأمور شده‌ام كه آب خود را فرو ببرم ، لذا آب آسمان در روى زمين باقى ماند ، وقتى بارش باران قطع شد و آبهاى زمين فرو رفت كشتى نوح بر فراز كوه جودى استقرار يافت و آن كوهى بزرگ در موصل است ، سپس خداوند جبرئيل را برانگيخت تا آبها را به سوى درياهاى اطراف زمين جريان دهد . آنگاه خداى تعالى به نوح وحى كرد ( اى نوح به سلامتى از جانب ما بر زمين فرود آى و بركات من بر تو و امتهايى باد كه از همراهان تو پديد مىآيند و امّتهايى نيز هستند كه مدّتى آنها را بهره‌مند كرده و سپس عذابى دردناك از ناحيهء خود به ايشان مىرسانيم [ 1 ] ) سپس نوح همراه 80 مرد در شهر موصل از كشتى پياده شد و آنها شهر ( ثمانين ) را احداث كردند و نوح داراى دخترى بود كه همراه او سوار بر كشتى بود و نسل بشر از طريق آن دختر ادامه يافت و به همين جهت پيامبر ( ص ) مىفرمايد : نوح يكى از دو پدر انسانهاست . در رابطه با قول خداى متعال كه فرمود : ( اين پسر از اهل تو نيست [ 2 ] ) اقوال متفاوتى وجود دارد : اوّل ) : اينكه آن پسر از نسل نوح بود ، امّا اينكه خداوند او را از خانوادهء نوح نمىداند به جهت اين است كه او بدليل كفرش از كسانى كه خدا وعدهء نجات آنها را به نوح داده ، نبوده است بلكه شامل قول خداى تعالى بوده كه فرمود : ( مگر آنكه

--> [ 1 ] سوره هود ، آيه 48 . [ 2 ] سوره هود ، آيه 46 .