السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

74

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

ب : پاسخ شيخ بهاء اين است كه معتقد مىباشد منظور از آدم به هنگام ارجاع ضمير ذريه و فرزندان او هستند كه از صنعت استخدام در علم بديع بهره جسته است . اما در مورد حواء و نسل بعد آدم با تكلّف سخن مىگويد . ج : منظور از اضافهء ذراع به آدم و حواء بر سبيل توسعه و مجاز است و مقصود همان ذراع صنف انسانهاى معمولى است و يا اينكه مرجع هر دو ضمير را به قرينهء مقام جنس مرد و زن بدانيم و نه آدم و حواء . د : « باء » در ذراع را براى ملابسه و همگونى فرض نماييم يعنى به همان اندازه كه از قامت وى كاسته مىشد از طول ذراعش نيز كم مىگشت و خصوصيت ذراع در اينست كه به مانند ساير اعضاء به طولش بسيار افزوده نخواهد شد . و شايد هفتاد ذراع مقياس زمان آدم باشد كما اينكه بعيد نيست منظور زمانى باشد كه راوى حديث را نقل نموده است . [ 1 ] به عقيدهء مؤلف از ميان وجوه ذكر شده اولين وجه ، قابل قبول‌تر است چرا كه تناسب آفرينش در زمانهاى مختلف متغير است و در داستان حضرت موسى مشاهده مىكنيم هنگامى كه آنحضرت دوازده تن از نقباء و سر كردگان خود را براى كسب اطلاعات لازم جنگى در مورد « عمالقه » كه انسانهايى با قامتهاى خارق العاده بودند به طرف آنها گسيل داشت در نزديكى سرزمين آنها توسط يكى از آنها انسانها دستگير شدند جاسوس عمالقه آنها را به روى آستين پيراهن خود به نزد سلطان آن سرزمين برد و گفت اين عده از قوم موسى مىباشند و چنانچه اجازه دهيد آنها را در زير پاهايم خواهم كشت . سلطان جواب داد : آنها را رها سازيد تا آنچه ديده‌اند را براى موسى باز گويند آن گروه مقدارى توشه براى ادامه راه طلب كردند ، پادشاه دستور داد تا انارى را كه بر پشت گاوى حمل مىشد به آنها دهند ، نيمى از آن انار بدون دانه بود كه آن را بعد از تناول دانه‌هاى نيمه ديگر در روى آن قرار مىدادند و اين نيمه خالى در طول شب بستر آنها بود و در گرماى روز بمثابهء سايبانى براى آنها محسوب مىگشت . و با اينكه عمالقه در زمان حضرت موسى زندگى مىكردند ، با

--> [ 1 ] بحار - ج 11 - ص 127 و 129