السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

69

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

خوددارى از طعام و تغوط از سنگينى معده خلاصى يافت . [ 1 ] و نيز فرمودند : آدم ( ع ) هزار مرتبه پياده به زيارت بيت الحرام آمد كه هفتصد بار آن حج واجب بود . [ 2 ] امام صادق ( ع ) مىفرمايند : هنگاميكه آدم عطسه نمود خداوند به او الهام نمود تا ستايش خالق خويش را بجاى آرد . سپس خداوند فرمود : حال كه ستايش مرا بجاى آوردى به عزت و جلالم سوگند اگر نبود آن دو بنده‌اى كه مىخواهم آنها را در آخر زمان بيافرينم هرگز بر خلقت تو اراده نمىكردم ، آدم به مقاوم و منزلت آن دو خداى را قسم داد تا به معرفى آنها بپردازد . خداوند به آدم اشاره كرد تا به عرش بنگرد ، در آنجا دو سطر از نور به چشم مىخورد بر اولى نوشته شده بود « لا إله الا اللّه ، محمد نبى الرحمة ، على مفتاح الجنة » و بر سطر دوم اين جملهء نورانى نقش بسته بود : « انى آليت على نفسى ان ارحم من و الا هما و اعذب من عاداهما » [ 3 ] به ذاتم قسم هر كه آن دو را دوست بدارد رحمتش كنم و هر كه آنها را دشمن گيرد به عذابم مبتلايش سازم . در « قصص راوندى » از امام صادق ( ع ) چنين روايت شده است : فرزندان آدم در خانه‌اى به مشاجره پرداخته بودند كه آيا بهترين خلق خدا پدرمان آدم است و يا فرشتگان مقرب الهى و شايد حاملان عرش تا اينكه موضوع را به « هبة اللّه » عرضه داشتند و او نيز پدرش را از جريان مشاجره آگاه ساخت و گفت من نتوانستم پاسخ آنها را بدهم آنگاه آدم گفت : فرزندم من در برابر خداوند تبارك و تعالى ايستاده بودم كه ناگاه به صفحهء عرش اين جملات را مشاهده كردم « بسم اللّه الرحمان الرحيم ، محمد و آل محمد خير من برأ اللّه » محمد و آل او بهترين كسانى هستند كه خداوند آنها را آفريده است . [ 4 ] « عمرو بن ابى مقدام » از پدرش و او از امام باقر ( ع ) نقل كردند كه از ايشان در مورد علّت آفرينش حواء سؤال كردم آن حضرت فرمودند : مردم پيرامون حواء چه

--> [ 1 ] بحار به نقل از قصص راوندى - ج 11 - ص 115 [ 2 ] بحار به نقل از قصص راوندى - ج 11 - ص 114 [ 3 ] بحار به نقل از قصص راوندى - ج 11 - ص 114 [ 4 ] بحار - به نقل از قصص راوندى - ج 11 - ص 115