السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
66
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ [ 1 ] و زن را « امرأة » ناميدند چون از « مرء » يعنى مرد و آدم آفريده شده است و نيز زن را « نساء » ناميدند چرا كه براى آدم انيس و همدمى غير از حواء وجود نداشت . [ 2 ] « حضرت عبدالعظيم حسنى » روايت مىكند كه از امام جواد پرسشى پيرامون علت بوى كريه مدفوع انسان نمودم و ايشان پاسخ فرمودند : هنگاميكه خداوند آدم را خلق نمود جسمى پاك و طيب داشت و مدت چهل سال فرشتگان الهى براى تكريم به نزد او مىآمدند و اظهار مىداشتند تو براى مأموريتى خاص آفريده شدهاى و ابليس از دهان او وارد و از دبرش خارج مىگشت و بدين جهت است كه احشاء انسان كريه و نامطبوع است . [ 3 ] از امام باقر يا امام جواد عليهما السلام روايت است كه از آنها پيرامون شروع طواف سؤال شد پاسخ دادند : خداوند به هنگام آفرينش انسان به فرشتگان فرمود إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً پس دو ملك از ميان آنها گفتند : أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ و اين جمله باعث حائل شدن حجاب ميان آنها و خداوند متعال شد چرا كه قبل از آن نور الهى بر فرشتگان ظهور و تجلى داشت ، آن دو ملك كه خشم خداوند را مشاهده كردند در صدد توبه برآمدند و از فرشتگان ديگر چاره جويى كردند تا اينكه به عرش الهى پناهنده گشتند و حجاب ميان آنها و خداوند واقع گرديد . و خداوند دوست مىدارد كه بندگانش نيز بر گرد خانهء او طواف نمايند و اين گونه عبادت شود همچنانكه بيت المعمور را در آسمان براى طواف فرشتگان قرار داد . [ 4 ] و بايد دانست كه مراد از « نور الهى » همان انوار خلق شده در عرش و يا انوار شناخت و فيض او و يا انوار ائمه هدى ( ع ) است كه حجابهاى عالم معنا مىباشند . « محمد بن سنان » از حضرت رضا ( ع ) چنين روايت مىكند : هنگاميكه فرشتگان بخاطر بيان جمله أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها استغفار نمودند و به عرش الهى پناه جستند خداوند نيز در آسمان چهارم خانهاى بنام « فراح » را به موازات عرش بنيان
--> [ 1 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 71 [ 2 ] علل الشرايع - ص 16 و 17 [ 3 ] علل الشرايع - ص 375 [ 4 ] علل الشرايع - ص 402