السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
55
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
جانب پيامبران جايز نمىشمارند ولى سر زدن گناهان كوچك را در مورد آنها بعيد نمىدانند مگر آندسته از گناهان كه نهايت پستى و دنائت را مىرساند ، مانند به سرقت بردن لقمهاى نان و يا دانهاى گندم و غيره . گروه سوم : پيروان « مكتب ابو على جبائى » هستند كه معتقدند پيامبران هيچگاه بطور عمد دست به گناهان كبيره و صغيره نخواهند زد و لكن ممكن است سهواً و يا به جهت اشتباه در تأويل و تفسير حوادث مانند آنچه در سرگذشت حضرت آدم ( ع ) رخ داد به گناه در غلطند . زيرا كه براى مثال آدم ( ع ) گمان برد كه از نفس همان شجرهء ممنوعه نهى گشته است و نه از گونهاى مشابه آن و بدين منظور از همان گونه تناول نمود . گروه چهارم : « نظام » و پيروان او مىباشند كه معتقدند گناهان انبياء ( ع ) جنبه سهو و خطا دارد كه مورد مؤاخذه نيز واقع خواهند شد زيرا كه آنها بر خلاف توده مردم از شناخت بيشتر ، مقامى رفيعتر و تقواى عميقترى برخوردارند . گروه پنجم : « حشويه » و نيز عده زيادى از محدثين عامه هستند كه معتقدند بروز گناهان كبيره و صغيره بطور عمد و يا سهو و خطا از جانب پيامبران ممكن است لكن در مدت و امتداد زمان عصمت انبياء ، در ميان اين گروه اختلافاتى به چشم مىخورد كه بطور كلى مىتوان از اين جهت آنها را به 3 گروه تقسيم نمود : اول : مذهب « اماميه » كه انبياء را از تاريخ ولادت تا كسب فيض لقاء اللّه معصوم و پاك از هر گناهى مىدانند . دوم : « معتزله » كه معتقد است آنها از زمان بلوغ شرعى معصوم على الاطلاق مىباشند و قبل از شروع نبوت به كفر و گناهان كبيره آلوده نگشتهاند . سوم : « اشاعره » و از آن جمله « امام فخر رازى » است كه انبياء را از زمان شروع نبوت داراى مقام عصمت مىداند و اما آنچه از روايات متواتره و اجماع مطلق مكتب اماميه به نظر ميرسد همان عصمت مطلقه انبياء الهى است كه خود از ضروريات مكتب محسوب مىگردد [ 1 ] بهر حال تفصيل بيشتر اين بحث را مىتوان از شافعى و تنزيه الانبياء علم الهدى قدس سره الشريف استخراج نمود .
--> [ 1 ] سورهء بقره - آيات 30 تا 33