السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

226

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

اى خليل خدا در اين سرزمين مقدس به گناهانت اعتراف نما و مناسك حج خويش را بياموز و عرفات را به همين خاطر به اين نام مىشناسند چرا كه جبرئيل به ابراهيم ( ع ) فرمود : « اعرف و اعترف » [ 1 ] يعنى مناسكت را بياموز و به گناهانت اعتراف كن هنگام غروب جبرئيل به همراه ابراهيم به طرف مشعر الحرام افاضه و كوچ نمودند . [ 2 ] « ابن ابى عمير » از معاويه بن عمار و او از حضرت صادق ( ع ) پيرامون دعاى ساره كه گفت « اللهم لا تؤاخذنى بما صنعت بهاجر » خداوندا مرا بخاطر رنجشى كه براى هاجر بوجود آوردم مؤاخذه نفرما چنين مىفرمايند : ساره چون هاجر را در مورد نحوه ختنه فرزندش اسماعيل مورد نكوهش و استهزاء قرار داد اين گونه از خداوند عذر خواهى كرد . [ 3 ] از موسى بن جعفر ( ع ) اين گونه روايت گشته است : ابراهيم ( ع ) از خداوند خواست تا از تمام ميوه‌هاى روى زمين قسمى را به خانواده او عطا فرمايد چيزى نگذشت كه قطعه‌اى از زمينهاى مرغوب اردن كه در آن درختان ميوهء بسيارى روييده بود براى آنحضرت مهيا گرديد . آن ميوه‌ها گرداگرد كعبه 7 شوط طواف داده شد ، سرزمين طائف نيز وضعيتى مشابه قطعه زمين منفك شده از اردن را داشت و طائف را بدان جهت كه به گرد كعبه طواف داده شد بدين نام مىشناسند . [ 4 ] در كتاب قصص الانبياء راوندى از على ( ع ) اين گونه روايت گشته است : روزى اسماعيل و اسحاق به مسابقه با يكديگر پرداختند در اين ميان اسماعيل توانست از اسحاق پيشى جسته و زودتر به خط پايان برسد . ابراهيم ( ع ) كه از پيروزى اسماعيل خوشحال گشته بود او را در دامان خويش گرفت و اسحاق را در كنار خودش نشاند . ساره كه از نوع برخورد ابراهيم خشمگين گشته بود به همسرش گفت : تو مساوات را ميان فرزندانت رعايت نمىكنى بهتر است اسماعيل و مادرش را از من دور سازى . متعاقب اين اتفاق بود كه ابراهيم هاجر و اسماعيل را به مكه منتقل ساخت . [ 5 ]

--> [ 1 ] علل الشرايع - ص 436 و محاسن - ص 335 . [ 2 ] علل الشرايع - ص 436 . [ 3 ] علل الشرايع - ص 506 . [ 4 ] علل الشرايع - ص 442 . [ 5 ] قصص راوندى - ص 110 .