السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

205

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

و اما چرا ابراهيم ( ع ) فرمود : « فاسألوهم » براى آنكه شرط پذيرش شكستن بتها از طرف بت بزرگ اين بود كه آنها به نطق آيند و قدرت انجام اين كار را هم داشته باشند . در زبان محاوره روزمره نيز گاهى در مقام سؤال ، فعلى را به زيدى نسبت مىدهيم اما در حقيقت مىخواهيم نفس عمل را بيان نمائيم و انجام يا عدم انجام آن كار به دو منسوب نخواهد بود و صرفا مقصود اينست كه سؤال كننده به اشتباه تطبيقى خويش با زيد آگاه گردد . ب : در حقيقت ابراهيم نمىخواست بت بزرگ را عامل اصلى آن كار بداند بلكه او در مقام تعميم و بسط آن كار از خويش به غير بود . همچنانكه ممكن است انسان نوشته‌اى را كه با خط خوش نوشته شده است به دوست خود هديه نموده و در تعارفات معمولى با اينكه دوست او از نعمت خوشنويسى محروم است به دو رو نموده و گويد خط شما خيلى بهتر است مسلم است كه اين جمله در مقام اثبات واقعى موضوع و نفى از خويشتن نخواهد بود . ج : ابراهيم از كيفيت نظمى كه در چيدن بتها به كار رفته بود دچار خشم و غضب فراوانى گشت مخصوصا از نحوه آراستگى ظاهرى بت بزرگ و چون توجه بيش از حد مردم را به آن بت بزرگ مشاهده كرد تصميم گرفت تا كرده خويش را بر آن بت حمل نمايد و انجام كارى همچنانكه به اقدام كننده اصلى آن نسبت داده مىشود همانطور به فردى كه در آن كار مباشرت نمايد نيز مرتبط خواهد بود . د : شايد بتوان سخن ابراهيم ( ع ) را در اين مورد حمل بر توريه و تقيه و نوعى مخفى كارى به جهت مصالح عمومى دانست . [ 1 ] در كتاب كافى از امام صادق ( ع ) چنين روايت شده است : پيامبر ( ع ) فرمودند : هيچ دروغى بر ابراهيم ( ع ) بار نخواهد گشت ايشان سپس به تلاوت اين آيه پرداختند : أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ [ 2 ] ندا كننده‌اى به برادران يوسف خطاب كرده و گفت : اى اهل قافله تحقيقا شما گروهى دزد هستيد كه ظرف آب عزيز مصر را ربوده‌ايد . در اينجا پيامبر ( ع ) فرمودند : به خدا قسم نه برادران يوسف دزد بودند و

--> [ 1 ] بحار الانوار - ج 12 - ص 54 . [ 2 ] سورهء يوسف - آيهء 70 .