السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
193
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
خاصى برخوردار بودند و در نحوهء مجازات موسى چنين حكم كردند . قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ ابْعَثْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ . يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ [ 1 ] يعنى او و برادرش را بازدار و مامورينى را به نقاط مختلف شهر گسيل ساز تا هر ساحر خبرهاى را كه يافتند با خود به قصر بياورند . بهر حال روز موعود سر رسيد و نمرود بر نقطهاى بلند و مشرف بر آتش نظارهگر نحوه مجازات ابراهيم بود . شعلههاى آتش آنقدر زبانه مىكشيد كه پرندگان در فاصله يك فرسخى را مىسوزاند . و به اين خاطر منجنيقى براى پرتاب ابراهيم در آتش ساخته شد ، پدر ابراهيم بر سر و روى خود مىزد و از او درخواست مىكرد تا به سوى نمرود باز گردد در اين لحظه زمين به سخن درآمد و گفت : بار خدايا بر روى زمين غير از ابراهيم كسى وجود ندارد كه ترا به يگانگى بخواند پس چگونه اجازه مىدهى تا جسم او اسير شعلههاى آتش گردد . ملائكه آسمان نيز با زمين هم ناله گشتند . خداوند تعالى خطاب به آنها فرمود : اگر بندهام مرا بخواند حتما او را كفايت خواهم كرد و در وقت ضرورت دست او را خواهم گرفت ابراهيم نيز از خداوند بوسيله سورهء اخلاص كمك طلبيد و گفت : « يا اللّه يا واحد يا صمد يا من لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ نجّنى من النار برحمتك » در اين لحظه جبرئيل بر ابراهيم ( ع ) وارد گشته و گفت : آيا حاجتى دارى ؟ و ابراهيم در پاسخ فرمودند : از تو خير ، اما از خداوند بلى . سپس جبرئيل به دو يك حلقه انگشترى را هديه كرد بر نگين آن اين جملات نقش بسته بود : « لا إله الا اللّه ، محمد رسول اللّه ، الجأت ظهرى الى اللّه و أسندت امرى الى اللّه و فوضت امرى الى اللّه » آنگاه خداوند بر آتش وحى فرستاد كه كُونِي بَرْداً [ 2 ] آتش آنقدر سرد شد كه دندانهاى ابراهيم از سرما به يكديگر مىخورد تا آنكه اين آيه نازل شد سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ و جبرئيل از عرش پائين آمده و با ابراهيم ( ع ) در ميان باغى زيبا مشغول گفتگو گشت ، نمرود كه معجزه الهى را به چشم مىديد خطاب به حاضرين گفت هر كس كه در پى خدايى مىباشد تحقيقا مىبايست خداى ابراهيم را اطاعت نمايد . در اينحالت يكى از ساحرين خطاب به
--> [ 1 ] سورهء شعراء - آيهء 36 . [ 2 ] سورهء انبياء - آيهء 69 .