السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
191
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
مشرق گردانيده و شاهد طلوع ماه شد و با خود گفت : اين حتما پروردگار منست چرا كه بزرگتر و زيباتر است اما هنگاميكه زوال آن را مشاهده نمود چنين گفت : لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ به هنگام روز چهره ابراهيم بر خورشيد درخشنده افتاد امّا آن هم با تمام زيبائى نتوانست گمشدهء ابراهيم ( ع ) را به سرا پرده قلبش رهنمون گردد ، پى آمد اين اتفاقات بود كه خداوند ملكوت آسمانها و زمين را در برابر ديدگان ابراهيم ( ع ) قرار داد و او بر عرش خداوند نظر افكند يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ، إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ سپس ابراهيم به ميان خانواده خويش بازگشت . آزر كه از وجود او آگاه گشته بود با تعجب از همسرش پرسيد : چگونه اين كودك توانسته است از دست مامورين نمرود جان سالم بدر برد ؟ اگر چنانچه او بر وجود ابراهيم آگاه شود تحقيقا از شوكت و منزلت ما در نزد او خواهد كاست . آزر در آن زمان وزير نمرود و خزانهدار و فراهم آورنده بتان دربار و مردم بود . او بتهاى تراشيده شده را توسط فرزندش به فروش مىرسانيد . آزر هنگامى كه به ابراهيم خيره مىگشت محبتش نسبت به او افزونتر مىشد و همسرش به او قول داده بود در صورتى كه اسرار آنها نزد نمرود فاش گردد خود او به بيان دلايل زنده ماندن ابراهيم و اقامه دعوى بپردازد . در روايات آمده است هرگاه آزر بتى را به ابراهيم مىسپرد تا بسان برادرانش آن را به فروش رساند او آن بتهاى تراشيده شده را با طنابى بر روى زمين مىكشيد و گاه آنها را درون آبها غرق مىنمود و زمانى به داخل چاهها پرتاب مىكرد و خطاب به آنها مىگفت : اگر زندهايد با من سخن بگوئيد ! آزر بارها ابراهيم را از اين كار بر حذر مىداشت تا اينكه مجبور شد او را به زندان افكند . ابراهيم پيوسته با قوم خويش پيرامون بتها به مجادله مىپرداخت وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ . . . [ 1 ] [ 2 ] امام صادق ( ع ) مىفرمايند : ابراهيم خليل در روز اول ذى حجة متولد گشت . [ 3 ] مشهور است كه روزى نمرود و اطرافيانش براى برپائى جشنى به خارج از شهر رفتند و ابراهيم ( ع ) را كه تمايلى به همراهى با آنها نداشت به نگهبانى از بتكدهها گماردند .
--> [ 1 ] سورهء انعام - آيهء 81 . [ 2 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 206 . [ 3 ] كافى - ج 4 - ص 149