السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

188

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

اقامه امر و نهى الهى و به انقياد كشاندن مردم در راه اهداف حق تعالى بر عهده ناصحين امت و كسانى است كه به درجه صلاحيت و امانتدارى رسيده باشند و اين امر در مرحله اول بر عهده پيامبران و اهل بيت عصمت عليهم السلام است كه ضروريات زمان و احتياجات انسانها را به خوبى تشخيص مىدهند . مناسب است تا در اين باره به بحثى كه ميان مرحوم جزائرى و يكى از دانشمندان اهل تسنن روى داده است اشاره‌اى شود . در آن بحث مرحوم جزائرى مىگويد : شيطان بر هر منكرى پافشارى و از هر معروفى جلوگيرى به عمل مىآورد و عالم سنى آن را تأييد مىكند سپس جزائرى ادامه مىدهد : و امام كسى است كه مىبايست خلاف جهت شيطان حركت نمايد . بعد از تأييد گفته وى توسط عالم سنى مرحوم جزائرى اين گونه سخن را پى مىگيرد : براى انجام اين كار امام حتما مىبايست بر تمام زواياى اوامر و نواهى الهى آگاه و بصير باشد در غير اين صورت شيطان از بقيه انسانها در اين مورد آگاهتر خواهد بود ، عكس اين جريان نيز كاملا مصداق دارد يعنى كسانى كه شيطان صفت هستند يا ادعاى امامت مسلمانان را دارند و شما نيز آن را صحّه مىنهيد . اين مجموعه نمىتوانند در مرتبه امامت امت جايى داشته باشند همچنانكه عمر بارها خود گفته است : « كل النّاس افقه منى حتى المخدرات فى الحجاب همه مردم حتى زنان چادرنشين از من فقيه‌تر و آگاهتر مىباشند » . و نيز ابو بكر در مورد خويش گفته است : « ان لى شيطانا يعترينى ، اذا زغت فقوّمونى و اذا ملت فسدّدونى » من در هاله‌اى از پرده‌هاى شيطانى اسير آمده‌ام ، آنگاه كه به انحراف كشيده شدم راستم داريد و چون به بيراهه رفتم بر طريق صواب رهنمونم سازيد و اما پيرامون عثمان با توجه به وضعيت وخيم حكومتى او جاى بحثى وجود نخواهد داشت . بنابراين كسانى كه با شورش و بلوا در اركان حكومتى اسلام رخنه‌اى ايجاد كردند نمىتوانند صاحب ملكى باشند كه خداوند بدانها تفويض فرموده و به طبع آن اطاعت مردم نيز از آنها ساقط خواهد بود و همانطور كه مىدانيم ، ابو بكر در زمان خلافتش بر اساس فتاوايى حركت مىكرد كه عمر هرگز بر آنها وقعى ننهاد و اگر قرار باشد بين دو نفر كه پيرو يك مكتب مىباشند چنين تضادى در قول و فعل حاكم باشد چگونه تبعيت از آنها بر رعيّت سرگردان واجب خواهد بود ؟