السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
131
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
جانب خداوند نازل مىگشت ، اعمال صالح او به اندازه تمام اعمال نيك انسانهاى زمانش بود ، ملك الموت بر اثر كثرت عبادت ادريس از خداوند خواست تا او را همنشين وى سازد ، دعاى او اجابت گشته و آن دو روزها را به روزهدارى و شبها را به نماز و شب زندهدارى مىگذراندند و آنگاه كه طعام بهشتى براى ادريس آماده مىگشت ، در جواب دعوت او ملك الموت مىگفت : من به طعام احتياجى ندارم ، ادريس گاه بر اثر خستگى استراحتى مىكرد لكن ملك الموت پيوسته به عبادت خود ادامه مىداد . روزى آن دو بر گلهاى از گوسفندان و تاكستانى از انگورهاى تازه رسيدند ملك الموت به ادريس گفت آيا مىخواهى از آنها بهرهاى جوئى ؟ ادريس در پاسخ گفت : به خداوند پناه مىبرم چگونه است كه من ترا به مال خويش مىخوانم و تو ممانعت مىورزى و اينك مرا به مال ديگرى فرا مىخوانى ؟ ! بهتر است خود را معرفى نمايى ، ادريس وقتى متوجه شد مصاحب او كسى جز ملك الموت نيست از وى خواست تا او را بر آسمان سير دهد خواسته او به هدف اجابت رسيد و ادريس خود را در ميان آسمان ديد او از ملك الموت حاجتى ديگر طلب كرده و گفت : شنيدهام كه مرگ بسيار سخت است بهتر است لمحهاى از آن را بر من همانطور كه شايسته است بچشانى ؟ به امر خداوند ادريس ساعتى قبض روح شد و بعد از حيات مجدد به ملك الموت گفت : آنچه حس كردم بسيار سختتر از چيزى بود كه شنيده بودم . ادريس حاجتى مكرر را خواستار شد او از ملك الموت خواست تا آتش جهنم را به دو بنماياند ، لحظهاى پردهها بر كنار رفت و وقتى چشم ادريس بر زبانههاى آتش افتاد بيهوش نقش بر زمين گشت . در مرحلهء بعد ادريس تقاضاى شهود بهشت را نمود و آنگاه كه دربان جنت در باغ سبز را بر روى او گشود به ملك الموت گفت من ديگر حاضر نيستم از بهشت بيرون روم زيرا كه خداوند خود فرموده كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ * [ 1 ] و من نيز آن را لحظهاى پيش چشيدم و نيز حضرت بارى مىفرمايند : وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها [ 2 ] و
--> [ 1 ] سورهء آل عمران - آيهء 185 [ 2 ] سورهء مريم - آيهء 71 . هيچكس از شما نيست مگر اينكه در آتش جهنم وارد خواهد شد « و ان منك الا