السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

129

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

چون با بدنهاى بىجان گروه اول مواجه گشتند در اعتراض به ادريس گفتند حدود بيست سال با دعايت ما را گرفتار عذاب الهى نمودى و اينك اين گونه با ما رفتار مىكنى بگو ترا چه شده است ؟ ! ادريس خواستهء خويش را تكرار نمود تا اينكه در نهايت پادشاه و مردم همراهش در برابر ادريس به خضوع افتاده و از او خواستند تا از خداوند باران رحمت طلب نمايد . ادريس نيز پذيرفت و چيزى نگذشت كه بارانى سيل آسا همراه با رعد و برق شديد تمام سرزمين آنها و نواحى اطراف را سيراب نمود بطوريكه مردم گمان بردند هر لحظه دچار سيلى بنيان‌كن خواهند شد . [ 1 ] ممكن است حديث مذكور را اين گونه تأويل نمائيم كه منظور از عدم نزول باران مسأله‌اى استحبابى و از باب جواز باشد و نه حتم و وجوب و صفا . دعاى ادريس بخاطر رام كردن و خضوع مردم بر اثر طغيان و فساد انديشه‌هاى رايج و شايد اين تدبيرى از طرف او بوده است تا مردم بار ديگر به مخالفت با او برنخيزند و پادشاه ستمگر نيز بعد از دوران سختى و در حين باز سازى مجدداً مردم را بخويش نخواند از سوى ديگر در اين حديث اشاره‌اى لطيف وجود دارد و آن اينكه اولياء خدا در راه ديندارى و حراست از ارزشهاى توحيدى بسيار با غلاظ و شداد عمل مىنمايند . حتى خشم آنها در مرتبه‌اى بالاتر از خداوند است چرا كه بردبارى و رحمت پروردگار بىمثال و بلا منازع مىباشد . « ابن ابى عمير » در سلسلهء احاديثش از امام صادق ( ع ) چنين نقل مىكند . خداوند تعالى يكى از فرشتگانش را مورد غضب قرار داده و بعد از قطع بالهايش او را در يكى از جزيره‌هاى درياى سرخ فرود آورد . در زمان حضرت ادريس آن فرشته بنزد وى آمده و به خاطر تقربش به درگاه الهى از او درخواست دعاى خير نمود تا خداوند بالهايش را بوى بازگرداند . ادريس نيز تقاضاى او را استجابت نمود و بدين ترتيب آن فرشته مجدداً مورد رضايت حق واقع گشت آنگاه به پاس قدر شناسى از ادريس خواست تا از وى حاجتى طلب كند . ادريس نيز از او خواست تا به آسمان چهارم پرواز نمايد . تقاضاى او مورد قبول واقع گشت و وقتى ادريس خود را يافت

--> [ 1 ] كمال الدين - ص 127 - 133 و بحار - ج 11 - ص 276 به نقل از راوندى .