السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

111

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

پهلوى آدم خلق نگشته باشد برايش خلق نمايد . سؤال كننده در ادامه گفت : چنانچه حواء از پهلوى آدم آفريده شده باشد بايد نتيجه گرفت كه ازدواج نسلهاى بعد از او تماما در طبقه ازدواج محرمات با يكديگر است . امام صادق در پاسخ فرمودند : هنگاميكه خداوند آدم را از گل سرشت و به فرشتگان امر كرد تا بر او سجده نمايند براى مدتى او را به خواب برد آنگاه به هيئت آفرينش او پرداخت و آغاز تشكيل خلقت حواء را در محل گودى كشالهء ران آدم قرار داد ، آدم بعد از مدتى در اثر جنبش حواء بوجود او پى برد و هنگاميكه حواء از آدم جدا گشت در برابر او با سيماى بسيار زيبا ظاهر شد و با آدم به گفتگو پرداخت ، آدم از او پرسيد : تو كيستى ؟ حواء پاسخ داد : همچنانكه مىبينى مخلوق خداوند تعالى هستم ، آدم با تعجب از حضرت بارى تعالى پرسيد : پروردگارا اين بندهء تو كه من چنين با او مانوس گشته‌ام كيست ؟ خداوند در پاسخ آدم فرمود : او كنيز من حواء مىباشد . آيا مايلى او را همنشين و انيس تو سازم ؟ با پذيرش آدم ، حواء به حبالهء نكاح او درآمد و در همين هنگام نيز خداوند نيروى شهوت را در وى بوجود آورد . آدم از خداوند تعالى پرسيد : چگونه رضايت و خشنودى ترا در اين مهم فراهم سازم ؟ و خداوند فرمود : خشنودى من در آنست كه به حواء نشانه‌ها و ويژگيهاى دين مرا بياموزى . آنگاه خداوند از آدم خواست تا حواء را به طرف خويش خواند ، آدم از حواء خواست تا بسوى او بيايد اما حواء خواهش او رد كرده و در عوض از آدم خواست تا ابتدا او بدين امر مبادرت ورزد و به دستور خداوند اين آدم بود كه ابتدا به طرف حواء حركت كرد و اگر غير از اين بود جريان آفرينش بگونه‌اى تغيير مىيافت ، كه اين زنان بودند كه مىبايست ابتدا براى خواستگارى از مردان اقدام كنند . [ 1 ] قول متداول در بيان اهل سنت اينست كه حواء از پهلوى چپ آدم خلق گشته اما حديث مذكور اين نقل رايج را منتفى مىسازد و بدين ترتيب مىبايست نظرات مغاير با روايت سابق را يا حمل بر تقيه نمود يا اينكه مطابق روايت صدوق عليه الرحمة بگوئيم حواء از زيادت گل آدم ( ع ) سرشته گشت .

--> [ 1 ] علل الشرايع - ص 17