العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
59
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
همچون كلمه انهار كه خداوند در قرآن ميفرمايد : بر لب پرتگاهى كه بويرانى كشيده مىشود پس آن بنا از پايه بدوزخ فرو ريزد « 1 » در اين صورت هار اسم فاعل است ولى برخى هار فعل ماضى خواندهاند ، و انهار فلان يعنى فلانى از محل بلندى فرود آمد و افرادى كه كارشان بىاساس باشد ميگويند مثلا رجل هار يا هائر تشبيه ميكنند او را به چاهى كه در شرف خرابيست « 2 » . ( ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ ) از اين خبر استفاده مىشود كه مقصود آيه آنست كه دو امر متضاد كه با يك ديگر سازگار نيستند در دل يك انسان گرد نيايند مثل ايمان و كفر ، دوستى و علاقه نسبت بيك فرد و دشمنى با او يا چيزى كه لازمه دشمنى باشد . مرحوم طبرسى در ضمن بيان معانى آيه گويد بنا بر قولى اين آيه در مقام ردّ منافقين است و معناى آيه چنين است يكفرد دو دل ندارد تا با يكى ايمان بياورد و با ديگرى كفر ورزد سپس ميگويد و بقول ديگرى اين جملات پيوست مطالب پيش است بنا بر اين معنى چنين مىشود البته جمع بين دو گونه پيروى متضاد امكان ندارد يعنى هم از وحى و قرآن و هم از اهل كفر و سركشان ، پس كلمه دو دل كنايه از دو گونه پيروى است ، زيرا پيروى ناشى از عقيده است و عقيده كار دل است بنا بر اين همچنان كه دو دل در يك نهاد نگنجد دو عقيده متضاد نيز در يك دل جا نگيرد ، حضرت صادق عليه السّلام فرمود قرار نداده خداوند براى يك مرد دو دل تا با يكى دوست بدارد قومى را و با ديگرى دشمنان آنها را دوست گيرد « 3 » . بقيه مطلب در تفسير اين آيه در باب قلب خواهد آمد .
--> ( 1 ) سورهء برائة آيه 109 . ( 2 ) مفردات راغب ص 264 و 91 و 546 . ( 3 ) مجمع البيان ج 8 ص 336 .