العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
356
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
كه فرمود : و دوستى اولياء خدا واجب و همچنين دشمنى دشمنان خدا و بيزارى از آنها و پيشوايانشان نيز لازم است . تا آنجا كه ميفرمايد ( و گواهى مىدهم ) كه كارهاى بندگان خدا ، آفريده خداست ، يعنى اندازهگيريش با خداست نه پيدايش آن ، و خداوند آفريننده هر چيز است ، نبايد قائل بجبر و نه تفويض باشد ( و معتقد باشد كه ) خداوند بيگناه را بگناه گنهكار نگيرد ، و كودكان را بگناهان پدران نيز عذاب نفرمايد ، و هيچ كس بار ديگرى را نكشد ، و انسان را بهرهاى نيست مگر آنچه كوشد ، و خداى عزّ و جل راست كه ببخشد و تفضّل فرمايد ، و ناروا و ستم ندارد زيرا از آن منزّه است و خداوند واجب نكند پيروى كسى را كه ميداند آنها را گمراه كند و از راه بدر برد ، و براى پيام خويش برنگزيند ، و از ميان بندگان اختيار نفرمايد كسى را كه بداند به او و عبادتش كفر ميورزد و بنده شيطان مىشود . و ( گواهى مىدهم بر ) اينكه اسلام غير از ايمان است ، و هر مؤمنى مسلم است ولى هر مسلمى مؤمن نيست و دزد در حين دزدى ، و زناكار در هنگام زنا مؤمن نيست ، و كسانى كه جرمى كرده و بايد حدّ بخورند مسلمانند نه مؤمن و نه كافر ، و خداى عز و جل مؤمن را بدوزخ نبرد چون نويد بهشت به او داده ، و كافر را از دوزخ بيرون نبرد چون وعده آتش و جاويد ماندن در دوزخ به او داده ، اگر شرك به دو ورزند نيامرزد ، و گناه پائينتر از شرك را براى هر كس بخواهد بيامرزد ، و گنهكاران از اهل توحيد بدوزخ ميروند و از آن بيرون ميشوند ، و شفاعت آنان را روا باشد و اينكه سراى امروز خانه تقيّه است و اسلام نه سراى كفر و نه ايمان . و ايمان ، اداء امانت ، و پرهيز از همه گناهان كبيره است و نيز شناسائى بدل و اقرار به زبان ، و عمل باندام است ، تا آنجا كه فرمود : و ايمان بياورى به عذاب قبر ، و سؤال نكير و منكر ، و زنده شدن پس از مرگ ، و ميزان ، و صراط . و بيزارى از آنهائى كه به خاندان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ستم كرده و بر بيرون ساختن