العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
336
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
شرعى حمل كرد ، و حمل كردن بر معناى ديگر نياز بدليل دارد ، و به اين روايت نيز استدلال شده بر اينكه ايمان همان تصديق بتنهائيست زيرا خداوند ايمان را در آن آيه بدل نسبت داده ، و از اين استدلال جواب ميدهند باينكه آيه شريفه نميفرمايد ايمان قلبى مشروط به عمل بر طبق آن نيست ، بلكه همين قدر ميفرمايد عمل ، جزء ايمان نيست ( ولى امكان دارد شرط آن باشد ) ، و اين جواب نيز ايرادى دارد . 6 - محمد بن يحيى از . . . سفيان بن سمط گزارش كند كه مردى از حضرت صادق عليه السّلام از اسلام و ايمان سؤال كرد كه فرق بين آن دو چيست ؟ حضرت پاسخش نفرمود دوباره سؤال كرد باز جواب نشنيد ( آن مرد رفت و ) سپس روزى در بين راه به حضرت برخورد در حالى كه آماده كوچ كردن بود ، حضرت به او فرمود گويا آماده سفرى ، عرضكرد آرى فرمود پس در مسجد الحرام مرا ببين ، آن مرد در محل موعد خدمت حضرت رسيده و دوباره سؤال كرد كه چه فرقست بين اسلام و ايمان ؟ فرمود اسلام برنامه ظاهرى است كه مردم دارند ، شهادت بيگانگى خدا ، و پيامبرى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و برپا داشتن نماز و پرداختن زكوه و حجّ خانه خدا ، و روزه ماه رمضان ، اين اسلام است ولى ايمان شناسائى اين امر ( امامت ) است ، با اينوصف اگر كسى بدان اقرار كند و اين امر را نشناسد ، مسلمانست ولى گمراهست « 1 » توضيح : گويا تأخير حضرت در جواب بخاطر تقيّه و مصلحتبينى است ، و در قاموس گويد ازف الرّحل بر وزن فرح يعنى نزديك شد رفتن و كوچ كردن . سخن ما : از اين روايت بدست مىآيد كه بين اسلام و ايمان دو فرقست ، اول اينكه اسلام همان اطاعت ظاهرى است و تصديق و اعتراف قلبى در آن معتبر نيست به عكس ايمان كه يقين قلبى در آن معتبر است بطورى كه در آينده خواهيم گفت ، و دوّم اينكه اعتقاد بولايت در ايمان معتبر است ، و اينكه حضرت
--> ( 1 ) كافى ج 2 ص 24 .