العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

333

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

امانتش را رد كرد ، مفهوم اين جمله اينست كه هر كس اسلام را نپذيرد ، واجب نيست امانت او را رد كنند ، و اين خلاف مشهور و بر خلاف بسيارى از اخبار است ، زيرا آنچه مشهور است ميان فقهاء اينست كه ردّ امانت واجب است و لو از كافر باشد و ابو الصلاح گويد امانت كافر حربى « 1 » را بايد بسلطان اسلام رد كرد ، و ممكن است فرمايش حضرت را حمل كنيم بر اينكه برگرداندن امانت مسلمان ، لزوم بيشترى دارد ، يا اينكه حضرت فرموده ردّ امانت وظيفه هر مسلمانست ، يا منظور از امانت سپرده نيست ، بلكه مال او كه در دست ديگرانست ، يا اينكه اسلام باعث مىشود كه مسلمان امانت را به صاحبش برگرداند ، و تمام اين توجيه‌ها با ظاهر عبارت سازشى ندارد و به زور بايد روايت را بر آنها حمل كرد ، و سخن ابو الصّلاح نيز چنين است زيرا بنا بر گفته او ردّ امانت ذمّى هم واجب است ، بنا بر اين به زحمت مىافتد كه چگونه كافرى كه در ذمّه اسلام و مسلمين است ردّ امانت او بخاطر اسلام واجب باشد ، و مجبور مىشود بگويد چون در ذمّه مسلمين است ردّ امانتش واجب است . فائده سوّم از فوائد اسلام ، حلال شدن ازدواج است ، باسلام و اين دلالت دارد بر اينكه ازدواج با زن كافره مطلقا حرام است و لو كنيز باشد مگر در مواردى كه دليل مخصوص بر حلال بودن آن داشته باشيم و همچنين ازدواج با مرد كافر نيز حرام است ، و مفهوم اين فرمايش اينست كه ازدواج با زن مسلمان و مرد مسلمان از هر دسته‌اى از مسلمانها كه باشد جايز و حلال است . امّا حرمت ازدواج با زن كافره درست است زيرا همه فقهاء اتفاق دارند ، بر حرام بودن ازدواج با زن كافر غير اهل كتاب ، امّا در ازدواج با اهل كتاب چند قول است ، برخى گويند مطلقا حرام است ، و پاره‌اى گويند زن يهودى يا نصرانى را ميتوان در حال اختيار موقتا عقد كرد ، و در حال اضطرار عقد دائمش

--> ( 1 ) كافر حربى يعنى كافرى كه با مسلمين در حال جنگ است .