العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

311

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ اين آيات دلالت دارد كه گاهى ببالاترين درجه ايمان ، اسلام ميگويند ، وَ وَصَّى بِها يعنى بملّة و ضمير برميگردد به الملّة يا اينكه برميگردد به اسلمت بتأويل بردن كلمه يا جمله ، اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ يعنى دين اسلامى كه برگزيده اديانست فَلا تَمُوتُنَّ ظاهرا اين جمله نهى از مردن بدون اسلام است ، و مقصود نهى از اينست كه بر غير حال اسلام بميرند و ضمنا امر مىكند به مقاومت بر اسلام « 1 » مثل سخن تو كه ميگوئى لا تصلّ الّا و انت خاشع ، نماز مخوان ، مگر اينكه خاشع باشى ، و تغيير عبارت براى اينست كه بفهماند مردن بر غير اسلام خيرى ندارد بنا بر اين حق آنست كه بر غير اسلام نميرند ، وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ حال است از فاعل نعبد يا از مفعول آن يا هر دو ، و احتمال دارد جمله معترضه باشد . فِي السِّلْمِ كَافَّةً « 2 » بيضاوى « 3 » گويد سلم بكسر و فتح سين ، گردن نهادن و اطاعت است بدين جهت هم در صلح و هم در تسليم بودن به كار برده مىشود ، ابن كثير و نافع و كسائى بفتح سين خوانده‌اند و بقيه بكسر آن ، و ( كَافَّةً ) اسم است براى جمله ( يعنى همه ) و جمله را كافّه گويند ، چون اجزاء را از تفرق باز ميدارد ، و كَافَّةً حال است از ضمير ادْخُلُوا ، يا حال است از سلم ، زيرا سلم هم مؤنث است همچون حرب ، و معنى آيه چنين است ، براى خدا گردن نهيد ، و

--> ( 1 ) منظور اسلام ، معناى لغوى اوست يعنى تسليم امر خدا بودن . و اين جمله فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ كنايه است از اينكه بايد مراقب طاعت خدا و پرهيز از گناهان در هر حالى باشند ، چون زمان مرگ معلوم نيست تا در همان لحظه تسليم خدا شود و به سعادت ابدى برسد ، بلكه هر آن امكان دارد مرگ فرا رسد ولى انسان به خود ايمان ندارد در هيچ حالى از حالات ، زيرا ممكن است در همان لحظهء مرگ مشغول گناه باشد ، پس مؤمنى كه ميل دارد عاقبتش بخير و سعادتمند شود بايد در تمام حالات تسليم خداوند عز و جل باشد تا وقتى مرگ فرا ميرسد با اسلام بميرد . ( 2 ) سورهء بقره آيه 208 . ( 3 ) انوار التنزيل ص 53 .