العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

301

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

شيطان را پذيرفته و تحت تأثير او قرار گرفته ، بلكه ابتلاى مؤمن بشيطان بقدرى است كه او وسوسه مىكند و اين سرگرم مبارزه با اوست و قبلا گفتيم كه احتمال دارد منظور از شيطان ، پرى باشد يا آدمى ، يا هر دو ( و كافرا يقاتله ) در بعضى از نسخه‌ها ( يغتاله ) است ، و در مصباح گويد غال از باب قال يعنى نابود ساخت ، و اغتاله يعنى او را با فريب كشت ، و اسم مصدر آن غيله ، بكسر غين است ، ( يتبع ) بر وزن يعلم ، يا از باب افتعال است ، يعنى جستجو مىكند و دنبال گناهانى كه گاهى از روى غفلت از مؤمن سر مىزند ، و عيبهاى او ميگردد . 13 - جابر گويد از حضرت باقر عليه السّلام شنيدم كه ميفرمود : چون مؤمن بميرد ، بتعداد افراد قبيله ربيعه و مضر ، شيطان بر همسايگانش بريزند ، اينها شياطينى هستند كه در كار گمراهى آن مؤمن بودند « 1 » . بيان : ( خلّى على جيرانه ) به صيغه فعل معلوم است ، و اسناد مجازى است ، زيرا مرگ مؤمن باعث مىشود شياطين موكّل بر او بهمسايگانش مشغول شوند ، يا به صيغه مجهول است و به ( على ) متعدّى شده ، براى در بر داشتن معنى استيلاء يعنى ول شده بر همسايه‌هايش ، يا اينكه راه بين شيطانهائى كه تا به حال در كار او بودند ، و همسايه‌هاى او باز شد ، و حاصل آنست كه شيطانهائى كه در كار گمراهى و وسوسه او بودند ، زيرا گمراه كردن او نزد آنها مهمتر بود ، يا آنها كه او را مىآزردند و مردم را عليه او تحريك ميكردند ، بعد از مرگ او بر سر همسايه‌ها متفرق شدند تا آنها را نيز گمراه سازند يا آزار دهند ، و بقولى باء براى سببيّت است ، و ضمير كانوا يا بشياطين برميگردد يا به جيران ، يعنى شياطين چون مشغول كار او بودند ، از فعاليت در راه گمراهى همسايگانش ممنوع بودند ، چون آن مؤمن همسايه‌هايش را پند ميداد و رهنمائى ميفرمود ، يا اينكه همسايه‌ها بخاطر او گناه نميكردند چون او آنها را به ترك گناه ميخواند .

--> ( 1 ) كافى ج 2 ص 251 .