العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

289

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

نموديم « 1 » ؟ ( و نور الليل المظلم ) ظاهرا شب تار كنايه از زمان سختى و بلاست ، بنا بر اين جمله بعدى كه فرمود ( على ما كان ) متعلق است بظلم ، يعنى تار بودنش ، بنا ( على ما كان من جهد ) يعنى مشقّت و ندارى ، پس معنى چنين است ، كه قرآن در هنگام سختى و ندارى روشنائى دل است ، و از بين برنده اندوه است ، بخاطر پند و نصيحتهائى كه دارد ، و به جهت آنكه باعث زهد و بىاعتنائى به دنيا مىشود ، پس باكى ندارد از آنچه كه در دنيا واقع مىشود ، و احتمال دارد معنى چنين باشد ، كه قرآن نور است در تاريكيهاى نادانى و گمراهى ، و در هر حال از حالات دنيا كه باشد از زحمت و فقر و غيره ، يعنى با داشتن نور حق و هدايت ، شايسته است كه به فقر وفاقه و زحمت دنيا خشنود باشد ، و ( من ) در فرمايش آن حضرت كه فرمود ( من جهد ) براى بيان يا تبعيض است ، و تفريع در گفتارش ( فاذا احضرت ) به اين بهتر مىخورد ، ابن ميثم گويد منظور از فاقه نياز معنوى بهدايت و كمالات انسانى است ولى نارسائى مطلب پنهان نيست و مقصود حضرت از بليّه چيزيست كه دفع آن بمال ممكن باشد ، و نازله آن است كه دفعش جز به دادن جان يا دين ممكن نباشد ، يا بليّه در امور دنياست و نازله در امور آخرت ، و مقصود از اين نازله‌اى كه بايد در راه او جان داد جاييست كه مورد تقيّه نباشد ، و الّا تقيّه واجبست . ( من هلك دينه ) يا اينكه بكلّى دينش از دست برود ، يا اينكه با ترك واجبات ، و ارتكاب گناهان بزرگ ناقص شود ، يا اعمّ از هر دو ، و در مصباح گويد حرب از باب تعب يعنى تمام مالش گرفته شده ، و حريب اسم فاعل است ، و حرب به صيغه مجهول است ، و اسم مفعول آن محروبست ، و در قاموس گويد حرب بر وزن طلب يعنى مالش ربوده شد و كسى كه مالش ربوده شده محروب و حريب است و جمع آن حربى و حرباء مىباشد ، و حريبته ، يعنى مال او كه ربوده شده ، يا مال

--> ( 1 ) سورهء بلد آيه 10 .