العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

274

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

هر كس را كه خدا دشمن ميدارد ، يا هر كس خدا را دوست دارد و هر كس او را دشمن ميدارد و توجيه اول روشن‌تر است « 1 » . ( و لا يعطى هذا الأمر ) يعنى اعتقاد بولايت و انتخاب دين و مذهب اثنا عشرى ( الّا صفوته من خلقه ) يعنى مگر آنهائى را كه برگزيده و انتخاب كرده و بر تمام موجوداتش برترى داده بسبب پاكى روح و سرشت او چنانچه گذشت ، يا اينكه معنى اينست كه صاحب مال و مقام و نعمت در دنيا ممكن است محبوب خدا باشد و ممكن است مبغوض خدا باشد ، بنا بر اين نعمتهاى دنيا نشانه حبّ خدا نيست ، بخلاف دين حق ، كه هر كس او را داشته باشد ، مسلّم محبوب خدا و برگزيده اوست ، و در هر دو صورت مقصود بيان موقعيت ولايت و سپاسگزارى بر اين نعمت و اينكه با داشتن اين نعمت بزرگ ، ديگر نبايد از فقر و گرفتارىهاى دنيا شكايت كرد ، و اينكه دنيا و اهلش نزد خدا حقير و ناچيزند ، بنا بر اين اين مال و منال دنيا مناط شرف و فضيلت نيست . ( و دين آبائى ) معنى اين جمله آنست كه اصول دين در مسلك همه انبياء يكى است ، و اختلاف تنها در بعضى از خصوصيات است ، بنا بر اين عقيده به توحيد و عدل و معاد از چيزهائيست كه همهء ملّتها در آن شريكند ، و همچنين تصديق نبوّت انبياء و اعتراف و قبول كردن آنچه را كه تمام پيامبران آورده‌اند ،

--> ( 1 ) در شرح اين روايت بعضى گويند حب ، كشيده شدن عاشق است بسوى محبوب تا او را بيابد ، بنا بر اين از مقولهء انفعال است و حب به اين معنى گرچه محال است از صفات خداوند باشد ولى خداوند آثار اين صفت را داراست مثل ساير صفات الهى از قبيل رحمت و غضب و غيره بس خداوند متعال خلقش را دوست دارد از آن جهت كه اراده فرموده آن مخلوقات را موجود سازد و به آنها روزى دهد و ساير نعمتها را عنايت فرمايد ، پس خداوند متعال بندهء مؤمن خود را دوست دارد چون اراده فرموده كه بنده‌اش او را بيابد و هرگز از نظر بنده غائب نشود بنا بر اين به او نعمت سعادت و فرجام نيك ميدهد پس مقصود از محبت در اين روايات محبت ويژه‌اى است .