العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

259

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

اى نوف شيعه من آنهايند كه زمين را فرش خود ، و آب را عطر و قرآن را شعار خود ساختند اگر در جمع باشند شناخته نگردند ، و اگر غايب شوند جستجو نكردند ، شيعه من آنهايند كه در قبرهاى خود به زيارت يك ديگر ميروند ، و در اموالشان همراهى دارند ، و در راه خدا به يكديگر مىبخشند ، يا نوف يكدرهم و يك درهم ، و يك جامه و يك جامه و الّا پس نه . شيعه من همچون سگ زوزه نكشد ، و چون كلاغ طمع نكند ، و گدائى نكند گر چه از گرسنگى بميرد ، اگر مؤمنى را بيند گراميش دارد ، و اگر فاسقى را بيند دورى كند ، اى نوف اينها به خدا شيعه من هستند ، شرى از آنها سر نزند ، و دلهايشان اندوهگين و نيازهايشان سبك ، و نفسهايشان پاك است ، بدنهاشان از هم جدا ولى دلهاشان جدائى ندارد . نوف گويد عرضكردم اى امير المؤمنين خدا مرا فدايت سازد ، اين افراد را كجا بيابم ؟ فرمود در گوشه و كنار زمين ، اى نوف روز قيامت پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىآيد در حالى كه به خدا پناهنده است يعنى برشته دين و دامن دين چنگ افكنده و من دامن او را و خاندان من دامن مرا و شيعيان ما دامن ما را ميگيرند پس كجا ؟ به پروردگار كعبه سوگند بسوى بهشت و اين جمله را سه بار فرمود « 1 » . بيان : در مصباح گويد رمقه بعينه از باب قتل يعنى نگاهش را ادامه داد و نبهان يعنى كسى كه از خواب بيدار شده و معنى فرمايش حضرت اينست كه آيا به من نگاه ميكنى يا تازه از خواب برخاستى و نگاهت به من نيست ، و ( درهم و درهم ) يعنى با برادرانش همراهى مىكند باينكه يكدرهم بگيرد و يكدرهم بدهد و جامه‌اى بگيرد و جامه‌اى بدهد ، ( و الّا فلا ) يعنى اگر چنين نكند از شيعيان من نيست 48 - از ابو الفضل از . . . از نوف بكّالى گويد كارى برايم پيش آمد كه بايد خدمت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ميرفتم ، جندب بن زهير و ربيع بن خثيم و خواهرزاده ربيع يعنى همّام بن عباده كه داراى كلاه بلند ( درويشى ) بود ،

--> ( 1 ) كنز كراجكى .