العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

252

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

كه در گورستان ( كفر و جهالت و شهوت‌پرستى ) فرو رفته هرگز شنوا نتوانى كرد ، يعنى ملاقات آنها با يك ديگر جز در مراكزى كه گمراهان و نادانان هستند امكان ندارد ولى توجيه اوّل از همه روشن‌تر است . ( لن تختلف قلوبهم و ان اختلف بهم الدار ) يعنى آنها داراى يك مذهب و يك راهند اگر چه بعضى از بعضى ديگر از خانه و شهر دور باشند زيرا آنها پيرو پيشوايان حقند و نزد آنان اختلافى نيست ، و بقولى يعنى دلهاى آنها حالى بحالى نميشود اگر چه خانه و محل سكونت او تغيير كند ، زيرا انس او با خداست و به ديگرى تعلّق نيابد ، بنا بر اين از تنهائى و غربت و از اين شهر به آن شهر رفتن وحشت نكند ، چون مقصود و مونس او يكى اساست و هميشه در تمام موارد با او هست بخلاف غير مؤمن و شيعه كامل زيرا او تا وقتى قلبش به ياد خدا باشد مأنوس است و وقتى او را در دلش نيابد وحشت دارد ، البته اين توجيه بعيد است . ( انا المدينة ) گويا اين روايت علّت وحدت و يك رنگى دلهاى شيعيان را بيان مىكند زيرا آنهايند كه به اين خبر شريف عمل ميكنند ، يا ذكرش بدان جهت است كه بفرمايد اين صفات ارزنده وقتى فائده دارد كه با ولايت توأم باشد ، بدان جهت است كه بفرمايد اين صفات لازم است ، زيرا اينها اخلاق و خويهاى پسنديده سرور مؤمنين است ، و او در شهر دين و دانش و حكمت است ، و هر كس ادعا مىكند در دين داخل شده ناگزير است از اين در وارد شود و به اين صفات متّصف گردد . 40 - محمد بن يحيى از . . . از عمرو بن جميع عبدى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كند كه فرمود : شيعيان ما رنگ پريده و بىطراوت و لاغرند ، آنهايند كه چون شب فرا رسد با حزن و اندوه استقبالش كنند « 1 » . بيان : ( شيعتنا الشّاحبون ) و در پاره‌اى از نسخه‌ها ( السّائحون ) است ،

--> ( 1 ) كافى ج 2 ص 233 .