العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

250

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

مثل سگ بمردم نمىپرد ، در قاموس گويد : هرّ يهرّ بكسر عين الفعل مضارع زوزه سگ است در مقابل سرما و اين زوزه غير از پارس كردن سگ است ، و هرّ يهرّ بفتح عين الفعل مضارع بد خلقى را گويند . ( و لا يطمع طمع الغراب ) طمع كلاغ معروفست به حدى كه ضرب المثلست براى بدست آوردن طعمه فرسنگها راه ميرود ( و ان مات جوعا ) گويا اين جمله براى مبالغه است ، يا اينكه منظور حضرت اينست كه در جايى كه ميتواند از غير دشمن سؤال كند ، از دشمن سؤال نكند و لو از گرسنگى بميرد و گر نه ظاهرا در مواردى كه احتمال خطر بدهد كه اگر گدائى نكند ممكن است بميرد سؤال واجب است ، بعضى گفته‌اند منظور از اين سؤال كه نهى فرموده گدائى است ولى سؤال بعنوان قرض گرفتن كه عوض آن را بايد بعدا بپردازد جايز است ، ( فاين اطلب هؤلاء ) يعنى بين مردم كسى را كه داراى اين صفات باشد نمىيابم ، و حضرت در پاسخ فرموده در گوشه و كنار زمين زيرا شيعيان از ترس مخالفين ميگريزند تا بتوانند عقائد خود را حفظ كنند يا اينكه از اجتماع وحشت دارند زيرا نوع مردم گرفتار حبّ دنيا و نادانى هستند از ترس اينكه همچون آنها نشوند ميگريزند ، و آنچه گفته شده كه كلمه ( في ) بمعنى ( عند ) است همچون آيه شريفه قرآن فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ « 1 » كه ( في ) را بمعنى ( عند ) گرفته‌اند يعنى متاع دنيا در پيش عالم آخرت اندك و ناچيز است ، و اطرف جمع طريف بمعنى شىء نفيس و گرانبها و در اينجا مقصود دانشمندان هستند ، ولى بعيد است . ( اؤلئك الخفيض عيشهم ) يعنى زندگى آنها سبك است بكمى از دنيا بسازند و خويشتن را در بدست آوردن دنيا به زحمت نيفكنند ، زيرا رها ساختن لذائذ دنيا از تحمل مشقت‌ها و ناملايمات آسانتر است ، در قاموس گويد

--> ( 1 ) سورهء توبه آيه 38 .