العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
231
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
خشگيده گذارند ، دلهاى غمنده ، صورتها تيره رنگ و بيفروغ ، لبها پژمرده ، شكمها تهى و به پشت چسبيده آنان را در حال بيخودى همچون افراد مست و داستانسراى وحشت شب مىبينى ، و در نهايت خشوع و شكستگى همچون مشكهاى پوسيدهاند ، در نهان و آشكار فقط براى خدا كار ميكنند ، و از بيم او لحظهاى دلشان آرام نيست ، ( پيوسته بيدار و هشيارند ) گويا نگهبان انبارهاى ارزاقند ، اى احنف شبانگاه اگر آنها را بهبينى هنگامى كه ديدگان در خواب و صداها آرام ، و جنبشها ساكن ، و پرندگان در لانهها هستند ، آنان از بيم و هراس روز قيامت آرام ندارند و وعدههاى عذاب آنها را از استراحت بازداشته چنانچه خداوند فرموده : آيا اهل شهر و ديار از آن ايمنند كه شبانگاه كه در خوابند عذاب ما آنها را فرو گيرد « 1 » از هول عذاب خدا با وحشت و ترس از خواب مىپرند ، و با ناله و آه به نماز مىايستند ، گاهى ميگريند و زمانى تسبيح ميگويند در محراب عبادت اشك ميريزند ، و صداى نالهشان طنين مىافكند ، در شب تيره و تار بصف مىايستند و مىگريند . اى احنف شب هنگام اگر به آن قوم نظر افكنى مردمى را مىبينى كه روى پاها ايستاده ولى پشت آنها خم گشته ، در نمازند و قرآن مىسرايند ، ناله و فرياد و سوز و گدازشان پرشور است ، چنان ميگدازند كه خيال ميكنى آتش دوزخ در دم گريبانشان را گرفته ، و چون مينالند كه گمان دارى زنجيرهاى آتشين گردنهاشان را آزار ميدهد ، و اگر روز وضعشان را بنگرى خواهى ديد با تواضع و آرام بر زمين راه ميروند و با مردم نيكو سخن ميگويند ، و هر گاه مردم جاهل به آنها خطاب ( و عتابى ) كنند با سلامت نفس ( و زبان خوش ) جواب دهند ، و هر گاه به عمل لغوى بگذرند بزرگوارانه از آن درگذرند « 2 » پاهاى خود را از موارد تهمت بستهاند
--> ( 1 ) سورهء اعراف آيه 97 . ( 2 ) سورهء فرقان آيه 63 و بعد .