العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
210
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
مرد گفتى از كردار ما نيست . محضر مقدس امير مؤمنان و پيشواى متقيان و سرور دين و پيشرو مردان ممتاز و رجال شايسته راستين و جانشين فرستاده پروردگار جهانيان عرض كردند فلانى با گناهان هلاكتبار بر خود ستم كرده و در عين حال از شيعيان شماست حضرت فرمود با اين جمله يا يك يا دو دروغ براى تو نوشتند ، اگر با ارتكاب گناهان بر خود ستم كرده ولى ما را دوست ميدارد و با دشمنان ما دشمن است يك دروغ زيرا او از دوستان ماست نه از شيعيان ما ، ( و تو گفتى از شيعيان ماست ) و اگر دوستان ما را دوست دارد و با دشمنان ما دشمن است و چنانچه تو گفتى گناه و ظلم بنفس ندارد باز يك دروغ گفتى زيرا او در گناه زيادهروى ندارد و اگر واقعا در گناه زيادهروى مىكند و ما را دوست ندارد و با دشمنان ما دشمن نيست پس دو دروغ گفتى . مردى بزن خود گفت برو خدمت حضرت فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و از او مرا سؤال كن كه آيا من از شيعيان آنها هستم يا نه ؟ آن زن خدمت حضرت زهرا عليها السّلام آمد و پرسيد حضرت فرمود بشوهرت بگو اگر بدان چه ما فرمانت داديم عمل ميكنى و از آنچه ترا نهى نموديم خوددارى ميكنى تو از شيعيان مائى و الّا نه زن بازگشت و جريان را به شوهرش گفت مرد تا شنيد گفت واى بر من كيست كه بتواند از گناه و لغزش جدا شود و در اين صورت من در دوزخ جاويد و هميشگى هستم زيرا با اين بيان كه حضرت فرموده من شيعه آنها نيستم و هر كس شيعه اهل بيت نباشد در آتش دوزخ مخلّد است . زن دوباره خدمت حضرت زهرا عليها السّلام آمد و سخن شوهرش را عرضكرد حضرت فرمود به او بگو چنين نيست ، شيعيان ما بهترين مردم بهشت هستند و هر كس ما را دوست دارد و دوستدار دوستان ما و دشمن دشمنان ماست و با دل و زبان تسليم ماست اگر مخالفت دستورات ما كند از شيعيان ما نيست ولى با