العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
207
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
مثلا فضول به چيزى ميگويند كه خيرى در او نيست و فضولى به كسى ميگويند كه به كار بيفائده مشغول باشد . 7 - ابو عمرو از . . . از جابر روايت كند كه حضرت باقر عليه السّلام فرمود همانا شيعه ما كسى است كه مطيع خداوند عزّ و جل باشد « 1 » . 8 - حمزه علوى از . . . از معاوية بن وهب گزارش كند كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود شيعه بر سه گونه است : دوست خالص كه او از ماست ، و كسى كه خود را با وابستگى بما زيور دهد و ما براى او زينت باشيم ، و كسى كه بنام ما از مردم ( بكند و ) بخورد و هر كس ما را وسيله معاش خويش قرار دهد فقير شود « 2 » . بيان : زيور گرفتن به آنها ، آنست كه انتساب به آنها و دوستى آنان را مايه زينت و افتخار خود در بين مردم قرار دهد و البتّه زينتى بالاتر از اين نيست ، و خوردن بوسيله آنها ، آنست كه اظهار دوستى آنان و پخش علوم و اخبار و روايات آنان را وسيله بدست آوردن روزى و جلب منفعت از مردمان قرار دهد ، ولى نتيجهاش عكس است و همين باعث فقر آنها شود و دسته اول آنهايند كه آن بزرگواران را در راه خدا و براى خدا دوست دارند و چنين كسى در دنيا و آخرت ناجى خواهد بود . 9 - سلمه بن خطّاب از . . . از مرازم نقل كند كه وارد مدينه شدم ، در خانهاى كه سكونت گرفتم كنيزى بود كه زيبائيش مرا بشگفت آورد ، بفكر افتادم از او كام بگيرم ولى او موافقت نكرد شب بعد از وقت نماز عشاء كه منزل آمدم و در زدم همان زن در را باز كرد ، بيدرنگ دست به سينهاش زدم ، كنيز ( دويد ) و پيش از من رفت و من وارد شدم فردا صبح وقتى محضر حضرت ابو الحسن عليه السّلام مشرف شدم فرمود اى مرازم شيعه ما نيست كسى كه در خلوت دلش پارسا نباشد « 3 » .
--> ( 1 ) امالى طوسى ج 1 ص 279 . ( 2 ) خصال ج 1 ص 51 . ( 3 ) بصائر الدرجات ص 247 .