العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

127

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

ملّت ابراهيم نيست كسى غير از ما و شيعيان ما و ديگر مردم از آن دورند « 1 » . 16 - از پدرش از . . . از عمران بن ميثم گويد بملاقات حبابه والبيّه رفتم پرسيد كيستى ؟ گفتم پسر برادرت ميثم گفت به خدا برادر من است ، همانا برايت حديثى نقل ميكنم كه از سرورت حضرت امام حسين عليه السّلام شنيدم ميفرمود ، قسم به آن كس كه احمس را بهترين افراد بحيله « 2 » و عبد القيس را بهترين افراد ربيعه « 3 »

--> ( 1 ) محاسن ص 147 ( 2 ) بحيله بفتح باء طايفهء بزرگى هستند كه آنها بنام مادرشان بحيله معروف شده‌اند و آنها فرزندان انمار بن اراش بن كهلان از قحطانيها هستند ، چند دسته هستند كه هر دسته از نسل يك نفرند از جمله طايفهء قسر كه نام مالك بن عبقر بن انمار است و طايفهء ديگر بنى احمس بن غوث بن انمار ، و طايفهء بنام عرينه است پس مقصود از احمس قبايل حمس نيست تا بگوئيم چون در دين خودشان متعصب بودند حضرت نام آنها را برده و حمس شامل چند قبيلهء عرب مىشود ، قريش و كنانه و هر كس كه از نسل عامر بن صعصعه يعنى قبيله كلاب و كعب و عامر پيرو دين قريش و كنانه شود و از جمله برنامه‌هاى مذهبى آنها اين امور بود . در ايام منى كه براى انجام مراسم مذهبى خود در منى توقف ميكردند زير سايه و سقف نميرفتند ، و از درهاى خانهء كعبه وارد آن نميشدند و در سرزمين عرفات توقف نداشتند و بازگشت از آنجا را بمشعر نيز ترك ميكردند با اينكه اقرار داشتند كه وقوف در عرفات و بازگشت به مشعر از مناسك حج و جزء برنامه‌هاى دين حضرت ابراهيم است و غير از اينها بدعتهاى ديگرى در مناسك حج داشتند بطورى كه در سيرهء ابن هشام ج 1 ص 199 تا 202 نوشته شده پس مقصود از احمس همان احمس بن غوث بن انمار است كه جمعيت آنها از ميان ساير اقوامى كه نژاد آنها به بحيله منتهى مىشود بهتر از همه هستند . ( 3 ) مقصود حضرت از ربيعه در اينجا ربيعة بن نزار است جمعيتى زيادى هستند كه شامل چند قبيله بزرگ و نژاد و تيره‌هاى مختلفى از نسل ربيعة بن نزار بن معد بن عدنان ميشوند و ربيعه معروفست به ربيعة الفرس ، و شريفترين آنها نژاد عبد القيس هستند كه نسب آنها منتهى مىشود به عبد القيس بن افصى .