العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

170

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

و از اين بعيدتر قبول پدر و مادر است اين مطلب را از او . امالى : بريده بن حصيب اسلمى گفت پيامبر اكرم فرمود خداوند با من عهدى بست گفتم خدايا آن عهد را برايم بيان فرما فرمود اى محمّد بشنو ! على پرچم هدايت و رهبر اولياى من و نور درخشان است براى كسانى كه مرا اطاعت كنند او كلمه‌ايست كه بر پرهيزكاران لازم نموده‌ام هر كه او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه با او خشم داشته باشد مرا دشمن داشته بعلى اين مژده را بده عرضكردم خدايا دلش را روشن گردان و ايمان را بهار دلش گردان خداوند در پاسخ فرمود چنين كردم سپس فرمود من او را ممتاز ببلاء و گرفتارى كرده‌ام كه هيچ يك از امت تو به آن گرفتار نخواهند شد . عرضكردم خدايا برادر و دوست من است . فرمود اين مطلبى است كه از پيش مقدر شده او گرفتار مىشود و بواسطه او نيز گرفتارى پيش مىآيد . علل الشرائع : على بن الحسين عليه السّلام از پدر خود نقل مىكند كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود پيوسته من و پيامبران پيشين و مؤمنين گرفتار كسانى بوده‌ايم كه ما را اذيت ميكنند اگر مؤمن بر سر كوهى باشد خداوند كسى را ميگمارد كه او را بيازارد تا به اين وسيله به او پاداش دهد . و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود پيوسته من مظلوم بودم از زمانى كه مادرم مرا زائيد حتّى برادرم عقيل وقتى درد چشم ميشد ميگفت نميگذارم دوا به چشم من كنيد تا اول به چشم على نمائيد دوا به چشم من ميكردند با اينكه درد چشم نبودم . مناقب : ابان بن عثمان گفت از حضرت صادق عليه السّلام اين آيه را سؤال كردم وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها . فرمود ما همان‌ها هستيم ( كه تقاضا داريم از اين قريه‌اى كه اهل آن ظالم هستند خدا ما را خارج كند ) . * ابو سعيد خدرى گفت پيامبر اكرم بعلى عليه السّلام گفت چه بر سرش