العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
142
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
عمل سودى نمىبخشد . فرمود ابو اميه از تفسير اين مطلب نپرسيد . همانا مقصودم اين است كه هر كس امام از آل محمّد را بشناسد و او را دوست بدارد آنگاه بنفع خود هر كار نيك انجام دهد از او قبول مىشود و چندين چندين برابر مىشود از اعمال نيك با معرفت بهرهمند مىشود مقصودم اين بود . همچنين خداوند از بندگان اعمال صالح را اگر امام ستمگرى را كه خدا قرار نداده دوست داشته باشند نخواهد پذيرفت . عبد اللَّه بن ابى يعفور گفت : مگر خداوند نمىفرمايند مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ چگونه عمل صالح سودمند نيست از كسى كه دوستدار پيشوايان جور باشد . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : ميدانى حسنهاى كه خداوند در اين آيه مىفرمايد چيست . معرفت امام و اطاعت از اوست خداوند مىفرمايد وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ منظور از سيئه در اين آيه انكار امامى است كه از جانب خدا تعيين شده سپس فرمود هر كس روز قيامت بيايد با ولايت امام ستمگرى كه از جانب خدا تعيين نشده و منكر حق و ولايت ما باشد خداوند او را برو در آتش جهنم ميافكند . امالى : انس بن مالك گفت در خدمت پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از تبوك بر ميگشتيم نگران و ناراحت ، در بين راه به من فرمود : پالانهاى شتر و پلاسها را بياندازيد . اين عمل را انجام دادند پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر فراز آنها رفت و سخنرانى كرد . حمد و سپاس خدا را نمود و چنانچه شايسته اوست ثنا گفت سپس فرمود : مردم ! چه شد وقتى سخن از آل ابراهيم عليه السّلام مىشود چهرههاى شما گشاده و خندان است ولى وقتى صحبت از آل محمّد مىشود چنان ناراحت ميشويد و از خشم بر افروخته مىگرديد مثل اينكه دانه انار بر صورت شما