العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
117
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
نموده فرمود قسم به كسى كه جانم در دست اوست فاطمه دخترى است كه از صحراى قيامت مىگذرد سوار بر شترى است كه سر او از خشيت خدا و چشمانش از نور خدا است آرايش آن از جلال خدا است و گردنش از بهاء اللَّه و كوهانش از رضوان اللَّه و دم او از قدس اللَّه و پاهايش از مجد خدا است اگر راه رود تسبيح مىكند و اگر سرعت بگيرد تقديس مىكند « 1 » بر روى آن هودجى از نور است كه در آن هودج دخترى از نسل انسان ولى حوريهاى بس ارجمند كه آفرينش او از سه چيز جمع و ساخته شده اول آن مشك ناب وسطش عنبر الشهب و آخر آن زعفران قرمز است كه با آب حيات آميخته شده اگر آب دهان در هفت درياى شور بياندازد شيرين مىشود و اگر ناخن انگشت كوچك خود را به طرف دنيا خارج كند خورشيد و ماه را ميپوشاند . جبرئيل طرف راست و ميكائيل طرف چپ على عليه السّلام جلو و حسن و حسين پشت سرش خداوند او را نگه ميدارد و حفظ مىكند . از صحراى قيامت رد مىشود در اين موقع ندائى از جانب خدا بلند مىشود مردم ! چشم بپوشيد و سر به زير اندازيد اين دختر پيغمبر شما است و همسر على امامتان مادر حسن و حسين از صراط رد مىشود چادرى سفيد دارد وقتى وارد بهشت شود و نگاه مىكند به آنچه خداوند برايش آماده كرده از جاه و جلال اين آيه را ميخواند بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . * الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ خداوند به او وحى مىكند : اى فاطمه از من بخواه تا به تو عطا كنم و از من درخواست كن تا خشنودت كنم . او ميگويد الهى تو آرزوى من و بالاتر از آرزوى منى از تو درخواست ميكنم كه دوست من و دوست عترتم را عذاب نكنى خداوند به او وحى مىكند : اى فاطمه بعزت و جلال و مقام ارجمندم
--> ( 1 ) توجيه اين قبيل روايات بستگى به اطلاع از عالم آخرت دارد كه ما از آن بطور تفصيل اطلاع نداريم و توجيه آن را به خود ائمه عليهم السّلام واميگذاريم مترجم .