العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
91
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
بخواهد ميدهد خداوند فضل بزرگى دارد . آيا شخصى با اين امتيازات مىيابند تا انتخابش كنند و آيا منتخب آنها مىتواند داراى چنين صفاتى باشد تا او را مقدم بدارند قسم به خانه خدا كه بسيار دورند كتاب خدا را پشت سر انداختهاند مثل اينكه نميدانند با اينكه در قرآن هدايت و شفاء نهاده شده از آن پشت كردهاند و پيرو هواى نفس خويش گرديدهاند خداوند آنها را سرزنش نموده و مورد خشم خويش قرار داده و مرگ بر آنها گفته در اين آيه وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ و در اين آيه فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ و اين آيه كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ . اين حديث را ابن عصام و دقاق و وراق و مكتب و حسن بن احمد مؤدب همه از كلينى نقل كردهاند از ابو محمّد قاسم بن علا از قاسم بن مسلم از برادر خود از حضرت رضا عليه السّلام . در امالى ص 399 از كلينى عينا نقل شده . در احتجاج قاسم بن مسلم از برادر خود عين اين حديث را نقل كرده . در تحف العقول ص 436 عبد العزيز حديث را نقل نموده . همچنين در غيبت نعمانى از كلينى و كافي ص 198 از عبد العزيز بن مسلم همين حديث را نقل كرده . قرب الاسناد ص 146 ابو بصير از موسى بن جعفر عليه السّلام نقل كرد كه من خدمت ايشان رسيدم گفتم فدايت شوم امام را چگونه مىتوان شناخت فرمود با چند امتياز اول تصريح پدرش بامامت او و معرفى بمردم كه امام است تا حجت بر آنها باشد زيرا پيامبر اكرم علي عليه السّلام را بمنصب امامت تعيين كرد و بمردم معرفى نمود همين طور ائمه عليهم السّلام نيز جانشين خود را تعيين ميكنند و بمردم معرفى مينمايند از او سؤال كنند جواب ميدهد اگر ساكت باشند او خود ايشان را خبر ميدهد